پایگاه گسترش آراء و اندیشه های امام خمینی رحمة الله علیه
جلد ۱۰ - صفحه ۵۳
فلان مملکت باشیم، یا وابسته به فلان مملکت.
فکر ایرانی - اسلامی به جای غرب زدگی
اول چیزی که بر ملت لازم است و بر دانشگاهها لازم است و بر دانشکده‌ها لازم است و بر همه ملت لازم است این است که این مغزی که حالا شده است یک مغز اروپایی یا یک مغز شرقی، این مغز را بردارند، یک مغز انسان خودمانی، انسان ایرانی - اسلامی، همان طور که آنها شستشو کردند مغزهای ما را، مغزهای بچه‌های ما را و به جای مغز خودشان مغز دیگری نشاندند، ما هم حالا عکس العمل نشان بدهیم و شستشو کنیم مغز خودمان و بچه‌های خودمان را و یک مغز اسلامی - انسانی جایش بنشانیم، تا از این وابستگی فرهنگی و وابستگی فکری بیرون بیاییم. اگر ما از وابستگی فکری بیرون بیاییم، همه وابستگی‌ها تمام می‌شود. اینکه ما وابسته شدیم، در اقتصاد وابسته هستیم، در - عرض می‌کنم که - فرهنگ وابسته هستیم، در همه چیز وابسته هستیم، مبدأ این همین است که در فکر وابسته هستیم. فکرمان نمی‌تواند بِکِشد این را که ما خودمان هم فرهنگ داریم؛ خودمان هم فرهنگمان غنی است؛ خودمان هم همه چیز داریم، یک مملکت غنی‌ای ما داریم. یک مملکتی داریم که برای صد و پنجاه میلیون جمعیت مهیّاست که اداره بکند. مع الأسف ما سی و چند میلیون هستیم و زندگیمان تباه و این طوری است برای اینکه آنها کشاندند به این طور. آنها می‌خواستند نگذارند که شما استفاده فرهنگی خودتان را بکنید؛ استفاده اقتصادی خودتان را بکنید. همه چیزمان را به هم زدند تا اینکه دست ما همیشه دراز باشد، یک دستمان طرف امریکا دراز باشد؛ یک دستمان طرف شوروی دراز باشد، از این بخواهیم و از آن بخواهیم. همه هستی ما را آنها ببرند و ما نفهمیم.
تخطئه روشنفکران غرب زده
بلکه بسیاری از ما به اینکه دست آنها حالا کوتاه شده ناراحت بشوند! حتی از آنهایی که مدّعی روشنفکری هستند. این برای این است که فکر این روشنفکر - همه را