پایگاه گسترش آراء و اندیشه های امام خمینی رحمة الله علیه
جلد ۱۹ - صفحه ۲۰۴
یعنی سربسته و دربسته در اختیار او باید باشیم، اطاعت بکنیم، دنبال هرچی می‌رویم اطاعت بکنیم. اگر موعظه می‌کنیم برای اطاعت خدا باشد و اگر موعظه می‌شنویم هم برای اطاعت خدا باشد. اگر جنگ می‌کنیم برای خدا باشد، اطاعت خدا باشد و اگر صلح می‌کنیم، اطاعت خدا. هر جا فرموده آن کار را بکنید، آن کار را می‌کنیم. هرجا فرموده این کار را بکنید، این کار را می‌کنیم. اگر این‌طور شدیم که از خودمان یک چیزی را مایه نگذاشتیم، هرچه هست از اوست، چیزی هم نداریم که مایه بگذاریم، خیال می‌کنیم چیزی داریم، هر چی هست از اوست. هرچی ما خیال می‌کنیم داریم، نه! از اوست پیش ما، امانت است. این امانت هم یک وقتی رد می‌شود به خودش. اگر هم داشته باشیم به خیال خودمان، از ما نیست، اشتباه می‌کنیم. همه عذاب‌هایی که در آن عالم هست برای نفهمی آدم است. خیال می‌کند خودش چیزی است، چون خیال می‌کند خودش چیزی است، می‌خواهد به همه تفوق پیدا کند. چون برای خودش هست، می‌خواهد همه چیز را برای خودش تحصیل بکند، و این است که انسان را به شقاوت می‌رساند. و سعید این است که هم چیز را برای «او» بخواهد و برای او خواستن، یعنی برای بندگان خدا، برای احکام خدا. ما اگر چنانچه در این جنگی که برمان تحمیل شده است، دفاع می‌کنیم و دفاع کردیم و بیرون کردیم این اشخاص جنگجوی مفسد را، برای این است که خدا فرموده است: دفاع باید بکنید. دفاع هست، ما دفاع می‌کنیم. اگر هم فرموده بود که نه، بروید جنگ بکنید، می‌رفتیم جنگ می‌کردیم. حالا چون فرموده دفاع است، ما دفاع می‌کنیم.
مادامی که آنها مشغول این کارهای مفسده جویی هستند، ما هم باید دفاع کنیم؛ یعنی، ما اطاعت امر خدا می‌کنیم، هرکس هم هر چی می‌خواهد بگوید. اگر برای خدا شد، از حرف‌های مردم هیچ ناراحت نمی‌شویم؛ حرف را همه می‌زنند، حرف زده می‌شود.
شما بایستید شب و روز را اطاعت خدا بکنید، برایتان یک چیزی می‌گویند، بروید برای جنگ و همه کار بکنید برای خدا، برایتان یک چیزی می‌گویند. مأمون نیستید از زبان مردم، همان طوری که پیغمبر اکرم مأمون نبود، برای او آن همه می‌گفتند، برای امیرالمؤمنین هم آن همه می‌گفتند. لکن آنها برای این که، کارشان برای خدا بود از این که‌