پایگاه گسترش آراء و اندیشه های امام خمینی رحمة الله علیه
جلد ۳ - صفحه ۵۲۰
هزار از این مردم کشتند، در روزنامه‌های شوروی تأیید کردند از شاه. الآن هم تأیید کردند این را، با این کشتاری که الآن شما ملاحظه می‌کنید در ایران هر روز یک گوشه‌ای هست. الآن هم این کار را ... اینها همه شان برای این است که این گاز ایران را می‌خواهد، آن نفت ایران را می‌خواهد؛ آن دارد گاز ایران را می‌برد، آن دارد نفت ایران را می‌برد همه دنبال این هستند که این ملت ضعیف عقب بمانند؛ چشمهایشان باز نشود مبلّغهایشان، تبلیغاتشان، همیشه تبلیغ به ضد دین و به ضد روحانیت است تا مردم را از اینها جدا کنند، مردم را از دیانت جدا کنند، مردم را از روحانیت جدا کنند، خودشان را به جان هم بریزند و آنها استفاده‌اش را ببرند. ما کشته بدهیم، محمدرضا خان استفاده کند؛ آن بالاتریها هم زیادتر استفاده کنند.
مفهوم «آزادی» و «جامعه مترقی» در نظر کارتر
این ملت برایش چه مانده؟ این ملت برایش همین [مانده‌] که تو سرش بزنند و نظامی باشد. اصلش، تمام حکومت، هر جا هست حکومت نظامی باشد. هرکس سرش را از خانه‌اش در می‌آورد بزنند بکشند. این وضع یک وضع خاصی است که ایران این وضع را دارد. مطالعه کنید ببینید اصلاً در دنیا شبیه دارد؟ یک همچو شبیهی ما در دنیا داریم که همه مملکت حکومت نظامی باشد و نتوانند حکومت نظامی [را] بردارند؟ خوب، نمی توانند هم بردارند، برای اینکه مردم ایستاده‌اند؛ مقابلشان ایستاده‌اند. حالا هم که حکومت نظامی است مردم ایستاده‌اند؛ اما ایستاده‌اند چه چیزی می‌گویند؟ ایستاده‌اند آن حرفی که آقای کارتر دیروز گفته است می‌گویند؟ آقای کارتر می‌فرمایند که شاه آزادیِ خوب می‌خواهد بدهد، آزادی مطلق می‌خواهد بدهد، و شاه می‌خواهد که یک مملکت مترقی - یک اجتماع مترقی - درست کند، و این مردم با آن مخالفند! مخالفت مردم برای این است که مردم آزادی نمی‌خواهند و ایشان می‌خواهد با زور - با سرنیزه - آزادی بدهد! [خنده حضار]. سرنیزه‌ها برای این است که تو سر مردم می‌زنند که بیایید آزادی بگیرید! مردم «جامعه مترقی» نمی‌خواهند، سرنیزه آمده می‌گوید بخواهید! آدم با