پایگاه گسترش آراء و اندیشه های امام خمینی رحمة الله علیه
جلد ۹ - صفحه ۵۲۶
همان طور که رژیم، هی به ما می‌گویند که فرقی نکرده است! این انصاف است که ما بگوییم که این رژیم با سابق فرق نکرده؟ آنی که همه مردم را غارت می‌کرد و کتک هم می‌زد و غارت می‌کرد، مالش را می‌برد و داغش هم می‌کرد، حالایی که نه حبسی برای مردم عادی و برای غیر خیانتکارها هست و نه چپاولگری هست و نه خوردنی هست و نه بردنی است، حالا اگر فرض کنید یک جا هم یک کسی دزدی بکند، این هم باز از ارث رژیم سابق است؛ والّا رژیم اسلامی اگر پیش بیاید، دیگر دست اینها بریده می‌شود.
مخالفت با روحانیت بهانه‌ای برای مخالفت با اسلام
و مهم قضیه این است که از شماها می‌ترسند، برای همین خاصیت؛ برای اسلام. همه مخالفتهای با روحانیت هم برای اسلام است نه برای روحانی؛ روحانیت چیزی نیست که، خودش مستقل. همه مخالفتها هم برای این است که اسلام را اینها مخالف با منافع خودشان مخالف با منافع آنهایی که اینها برایشان فکر دارند و کار می‌کنند. و آنها هم که اینها را وادار به این عملها می‌کنند آنها هم می‌بینند که با آمدن اسلام [...] احساس کرده‌اند که اسلام قدرت دارد. آن یک مسئله‌ای بود که دیگر احساس کردند که اسلام همچو قدرتی داشت که رژیم سابق را با آنهمه قدرت و با آنهمه پناهگاه، با آنهمه پناهگاه - که به ما دائماً فشار می‌آمد، در پاریس که بودیم، دائماً از طرف امریکا فشار می‌آوردند که شما با اینها اینطور نکنید، بعد از رفتن شاه هم با بختیار چه نکنید، اینها چطورند، بگذارید تا کارها انجام بگیرد - خوب، حالا می‌بینند که اینهمه قدرتهاشان را روی هم گذاشته‌اند و یک جبهه ملت ما هم با نداشتن هیچ چیز، یک طرف جبهه، لکن فریادش اسلام بود، آنی که آنها می‌خواستند نگه دارند نتوانستند نگه دارند، و حالا خارجاً فهمیدند، عیناً فهمیدند که یک قدرتی است این، و این قدرت ممکن است که تا آخر هم دیگر نگذارد دست اینها باز بشود در این مملکت ان شاء الله از این جهت می‌ترسند، و باید هم مخالفت کنند، چاره‌ای هم ندارند. در خارج هم آنهمه فعالیت می‌شد و آنهمه چیزها نوشته می‌شود، خوب برای همین است که می‌ترسند از این قضیه. و