چنانچه پيرامون مسایل سایت، نظر، پیشنهاد و انتقادی دارید، فرم زیر را پر و ارسال نمایید:

متن مورد نظر:

پست الکترونیکی:


  • » امروز سه‌شنبه، ۳۰ آبان ۱۳۹۶
  • » پایگاه گسترش آراء و اندیشه‌های امام خمینی رحمة الله علیه
  • » ارسال پیشنهادها و انتقادات شما
  • » تمامی کتاب‌های امام خمینی رحمة الله علیه به مرور در سایت قرار خواهد گرفت
نسخه آزمایشی
کتابخانه » صحیفه امام خمینی » جلد ۷ » صفحات ۱۱۷ تا ۱۲۰
  •   سخنرانی
    زمان: بعدازظهر ۴ اردیبهشت ۱۳۵۸ / ۲۶ جمادی الاول ۱۳۹۹
    مکان: قم
    موضوع: نجات مستضعفان طبق تعالیم قرآن - جریان آقای صدر و لیبی
    حضار: اعضای هیأت اعزامی از لیبی، به سرپرستی آقای عبدالسلام جلّود (۱)
    بسم الله الرحمن الرحیم
    آرمان قرآنی
    خداوند را سپاس می‌کنم که اراده فرمود منت بر مستضعفین بگذارد علیه مستکبرین و زمین را از لَوْث مستکبرین پاک کند و مستضعفین را به حکومت زمین برساند. (۲) اسلام برای همین مقصد آمده است و تعلیمات اسلام برای همین معناست که مستکبری در زمین نباشد و نتوانند مستکبرین مستضعفین را استعمار و استثمار کنند. ما به تَبَع تعالیم عالیه قرآن و آنچه از اسلام و سیره رسول اکرم و ائمه مسلمین به دست آوردیم و از سیره انبیا - چنانچه در قرآن نقل می‌فرماید - به دست آوردیم، آن است که مستضعفین با هم مجتمع شوند و بر مستکبرین ثَوْره (۳) کنند و نگذارند حقوق آنها را ببرند. ما با این تعالیم پیشرفت کردیم و ملت ما شهادت را استقبال کرد برای این مقصد. و چون شهادت مورد هدف او بود، با مشت و خون بر تمام قوای جهنمی، بر دبّابات، (۴) بر مسلسلها، (۵) بر ابرقدرتها، که در پشت شاه سابق صف کشیده بودند، غلبه کرد. ما می‌خواهیم که این رمز در بین تمام حکومتها و ملتها باشد. حکومتها باید خدمتگزار ملتها باشند؛ چنانچه در اسلام این سیره بود که حکومت در خدمت مردم بود و ارتش در خدمت مردم بود.

  • حکومتها از مردم انشا می‌شدند (۱) و ارتش نیز از آنها. و اگر حکومتها و ملتها به سیره رسول اکرم و ائمه مسلمین عمل می‌کردند، آرامش در همه جای ارض بود؛ این اختلافات و خونریزیها نبود.
    انقلاب ایران، الگو برای مستضعفان جهان
    ما از خداوند می‌خواهیم که این نهضت اسلامی و نهضت انسانی سرمشق باشد از برای تمام مستضعفین، و هشدار باشد بر مستکبرین. مستکبرین گمان نکنند که باید حکومت کنند بر مستضعفین و آنها را استعمار و استثمار کنند. مستضعفین حکومت را به عنوان حکومت نشناسند بلکه به عنوان خدمتگزار بشناسند. برادر باشند، برادری که بر برادر دیگر خدمت می‌کند؛ هر دو پشتیبان هم باشند. اگر قوانین اسلام در ملتها، در حکومتها جریان پیدا بکند و آداب حکومتها و ملتها اسلامی باشد، نه حکومتها خیال تعدی بر ملتها دارند و نه ملتها با حکومتها مخالف خواهند بود.
    من از شما که از طرف مُعمّر (۲) آمدید و برای ما سلام او را آوردید تشکر می‌کنم و سلام من را نیز به ایشان و به ملت لیبی ابلاغ نمایید. من از خداوند تعالی می‌خواهم که تمام ملتها و دولتها بیدار شوند و همه ملتها و دولتهای اسلامی به هم پیوند کنند تا ابرقدرتها نتوانند بر اینها غلبه کنند و مخازن آنها را ببرند.
    مسلمین قریب یک میلیارد جمعیت دارند و مع الأسف به واسطه تفرقه‌ای که بین آنها واقع است و به واسطه عدم رشدی که در حکومتهاست نتوانستند آن قدرتی را که اسلام برای آنها پیش بینی می‌کند به دست بیاورند. من از خداوند تعالی خواستارم که مستضعفین در هر جای ارض که هستند بر مستکبرین غلبه کنند، و مستکبرین به جای خود بنشینند، و دولتها و ملتها با هم برادر باشند. - والسلام علیکم.
    [در این هنگام نخست وزیر لیبی به نمایندگی از هیأت لیبیایی سخنانی ایراد کرد، (۳) امام چنین پاسخ

  • دادند:]
    چیزی که، قضیه‌ای که برای ما و علمای ایران و سایر اقشار به طور معما درآمده است این فاجعه آقای صدر (۱) است. من و علمای ایران برای این فاجعه بسیار متأثر هستیم، و این برای ما یک معمایی است که این معما حل نمی‌شود الّا به دست دولت لیبی. ما این معما را می‌خواهیم که برادر ما «معمر» و دولت حل کنند و ناراحتیهای ما را به اتمام برسانند. من کراراً به وسایطی این معنا را تذکر دادم لکن الآن نیز اکیداً تذکر می‌دهم که این معنا در شَعْب (۲) ما و در بین علمای ما انعکاس سوئی دارد؛ و من میل ندارم که بین ملت ما و دولت شما یک سوء تفاهمی باشد. من از شما می‌خواهم که این معما را حل کنید و موجب راحتی ما را فراهم کنید.
    [پس از بیانات امام، نماینده هیأت توضیحاتی داد و امام پاسخ دادند:]
    بگویید (۳) مقصود من این نبود که به شما یا به دولت شما تهمت بزنم. مقصود من این بود که شما قدرت دارید که در این ممالکی که نزدیک شماست و ایشان رفته‌اند در آنجا - به قول شما (۴) - در آنجا فعالیت بکنید و این معما را برای ما حل کنید. ما هیچ گاه به برادران خودمان تهمت نمی‌زنیم و خلاف اسلام نمی‌کنیم لکن از شما می‌خواهیم حل این قضیه را، به [دلیل‌] اینکه شما قدرت این را دارید که این مسئله را حل کنید و از دولتهایی که ایشان رفته‌اند آنجا یک طور تحقیقاتی بکنید و ما مطلع بشویم.
    [امام خمینی پس از شنیدن سخنان نماینده هیأت لیبیای (۵)، فرمودند:]
    بله، من هم این معنی را می‌دانم لکن مهم این است که یک سوء تفاهمی بین ملتها و دولتهای اسلامی نباشد، و وحدت اسلامی همیشه محفوظ باشد و همه مسلمین با هم

  • برادر باشند. و اینکه در این معنا (۱) طرح کردم، (۲) برای این بود که همین سوء تفاهم به واسطه فعالیتی که شما برای تحقیق این مطلب بکنید، رفع بشود و بین دولتین و ملتین تفاهم صحیح حاصل بشود؛ و این تهمتها را - اجانب که می‌خواهند بین دولتها و بین ملتها تفرقه بیندازند - آنها را خنثی کنید، تبلیغات آنها را. من همیشه سعی‌ام بر این بوده است که مسلمین ید واحد باشند بر اعدا، چنانچه اسلام فرموده است؛ و جماعت واحده باشند، چنانچه اسلام می‌خواهد. لکن [خواست‌] مهم ما این بود که رفع بشود این سوء تفاهم، و برادری ایران و لیبی محفوظ باشد، و دست اجانب که می‌خواهند تفرقه بیندازند بین دو برادر - دو دولت، دو ملت - کوتاه بشود.

عضویت   لغو عضویت