پایگاه گسترش آراء و اندیشه های امام خمینی رحمة الله علیه
جلد ۱۶ - صفحه ۱۳۹
عصری واقع شده‌اید که یک همچو مجلس دارد؟ یک همچو دولت دارید؟ یک همچو رئیس جمهور دارید؟ یک همچو پاسدار دارید. آقا چرا چشمتان را هم گذاشته‌اید و دلتان را باز کرده‌اید برای عقده‌ها و این‌طور انتقاد می‌کنید؟ ما از شما همراهی نمی‌خواهیم، امّا شما تکلیف خدایی را چه می‌کنید؟ چرا باید با این دولتی که مظلوم است، همه دنیا، همه کشورها - تقریباً - به او حمله کرده‌اند، کارشکنی برایش کرده‌اند، شما دوستان هم کارشکنی می‌کنید؟ شما می‌دانید که کار شکنی‌های شما هم تأثیر خیلی ندارد. لکن من متأسفم از روحیه‌ای که در بعضی از آنها هست و همین‌طور بعضی قشرهایی که می‌گویند که ما اسلام راستین می‌خواهیم؛ اسلام راستین. مردِکه (۱) می‌گوید ما اسلام راستین می‌خواهیم، نه آن اسلامی که می‌گوید دست دزد را باید برید! قرآن اسلام راستین نیست؟! اگر این دولت برود، یک همچو اشخاصی می‌آیند روی کار. اگر این جمهوری اسلامی از بین برود، اسلام آنچنان منزوی خواهد شد که تا آخرِ ابد - مگر در زمان حضور حضرت - نتواند سرش را بلند کند. لابد شما هم می‌گویید که باید ما یک دولت کافر ظالمی پیش بیاوریم تا ظلم زیاد بشود، تا حضرت ظهور کند! خوب، یک طریقه‌ای است! شما خیال می‌کنید نیست همچو افرادی؟ یک همچو افرادی هستند که [می‌گویند] معنا ندارد حکومت باشد، یک حکومت عدل اصلاً نباید شما، باید جلویش را گرفت تا حضرت تشریف بیاورند.
من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی عنایت کند به همه این ملت، به اشخاصی که مخالف هستند با جمهوری اسلامی و اشخاصی که مخالف هستند با اسلام، عنایت کند و آنها را به راه صحیح هدایت بفرماید. من امیدوارم که در این سال که وارد شده‌ایم، به مبارکی و میمنت، یک سالی باشد که ما و همه ملت دست به هم بدهند و این خرابیها را بسازند. و من امیدوارم که این جوانها، این بچه‌ها، این بچه‌های کم سنی که بازی خوردند - آنها هم بیچاره‌ها به خیال اینکه «اسلام راستین» به خیال خودشان می‌خواهد پیاده بشود