پایگاه گسترش آراء و اندیشه های امام خمینی رحمة الله علیه
جلد ۳ - صفحه ۵۱۹
یکوقتی شوروی حمله بکند. نه این است که اینها به ما چیزی داده‌اند، اینها بازی است سر ما درمی آورند.
چهره واقعی مدعیان سوسیالیسم و کمونیسم
این ابرقدرتهایی که یکی به اسم مملکت کمونیستی، یکی کمونیست چین، یکی نمی دانم سوسیالیست چی، زهر مار، همه اینها بساطشان برای خوردن ماست. این چینی که گفته می‌شود که کمونیست است و با توده‌ها کذاست و با خلق کذاست، دیدید همه که در این کشتار بزرگ تهران، که تا بیست هزار هم گفته‌اند - ولی خوب حالا این مبالغه است اما چهارهزار تا، حدود چهار هزار، این زیاد گفته شده است حتی گفته شده است که در قبرستان تهران یک همچو حدودی دفن شده - این رهبر چین کمونیست، این رهبری که بعضی جوانهای ما در اشتباه هستند و خیال می‌کنند اینها مفید هستند برای جامعه، این در عین حالی که این کشتار داشت واقع می‌شد، آمد به ایران و دست داد به این شاه غاصب یک کلمه هم نگفت، پشتیبانی کرد. یک کلمه هم نگفت به اینکه آخر اینها را چرا می‌کشی؟ آخر چه کرده‌اند اینها؟ اینها دارند می‌گویند ما آزادی می‌خواهیم، چه می‌خواهیم، اینها می‌گویند ما می‌خواهیم آزاد باشیم؛ آزادی، استقلال؛ دادشان اینطور درآمده بود. یک کلمه این آدم نگفت به اینکه خوب اینها بشر هستند، اینها انسان هستند، چرا اینطور؟ بچه کوچک اینقدری را، بچه دبستان را، حالا دیگر دستشان از آن بزرگها مثل اینکه [کوتاه‌] شده است، حالا کوچکها - بچه‌های دبستانی - را دارند می‌کشند. این هم هر روز دارد اخبارش می‌آید اینجا. بچه کوچولو دبستانی، دختر دبستانی، پسر، دوازده تا دختر و پسر یا دختر، همین دو - سه روز یک جایی کشتند. یک کلمه این آدم نگفت به این شخص شقی که این چه کاری است می‌کنی. آمد و دست داد به او. با آغوش باز ملاقات کردند و گذاشت رفت و خندیدند به این توده‌های بیچاره. و ما جوانهایمان اشتباه می‌کنند، خطا می‌کنند، خیال می‌کنند که اینها برای آنها مفید هستند آن هم کاخ نشینان کرملین. ۱۵ خرداد که پانزده هزار- آنطوری که مشهور شد - پانزده‌