نامه به خانم فاطمه طباطبایی (اهدای کتاب آداب الصلاة)
  •   نامه
    زمان: 5 آبان 1363 / 2 صفر 1405
    مکان: تهران، جماران
    موضوع: اهدای کتاب «آداب الصلاة» و نصایحی چند
    مخاطب: طباطبایی، فاطمه (1)
    بسمه تعالی
    افسوس که عمر در بطالت بگذشت با بارِ گنه بدون طاعت بگذشت‌
    .
    فردا که به صحنه مجازات روم گویند که هنگام ندامت بگذشت‌
    .
    کتاب «آداب الصلوة» را که به دختر عزیزم فاطی - که خدایش از مُصلِّین قرار دهد - اعطا می‌نمایم، از تاریخ اتمام آن بیش از چهل سال می‌گذرد. (2) و قبل از آن - به چند سال - کتاب «سرّ الصلوة» را تمام نمودم. و از آن سال‌ها تاکنون بیش از چهل سال می‌گذرد (3) و من نه اسرار صلاة را دریافتم، و نه به آداب آن پرداختم، که یافتن غیر از بافتن است و ساختن جدا از پرداختن. و این کتاب‌ها حجّتی است از مولا بر این عبد بی مایه. و به خدای تعالی پناه می‌برم از آن که مشمول آیه شریفه کمرشکن لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ. کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَاللهِ انْ تَقْولُوا ما لا تَفْعَلُونَ (4) باشم، و پناهی جز رحمت واسعه‌اش ندارم.
    و توای دخترم! امید است که توفیق به کار بستن آداب این معراج بزرگ الهی را داشته باشی و به راهنمایی این بُراق الهی از بیت مظلم نفس هجرت کنی الی الله. و به خدای بزرگ پناه می‌دهم تو را از آنکه مطالعه این اوراق بر تعلّقات نفسانیه‌ات نیفزاید و تو را چون نویسنده ملعبه شیطان نکند.

  • دخترم! هر چند در تو به حمدالله لطافت روحی یافتم که امید آن است که هدایت الله شامل حالت شود وبا عنایت او - جلّ و علا - از چاه عمیق طبیعت خلاص شوی و به صراط مستقیم انسانیت راه یابی، لکن از کید شیطان و نفس خطرناکتر از آن غافل مباش و به خدای بزرگ پناهنده شو انَّهُ رَحیمٌ بِعِبادِه. (1)
    دخترم! اگر از مطالعه این اوراق خدای نخواسته نتیجه حاصل نشود مگر خودنمایی و مجلس آرایی و سر توی سرها آوردن، بهتر است از مطالعه آن صرف نظر بلکه احتراز کنی که مبادا چون من گرفتار تأسف شوی. و اگر - ان شاء الله - خود را مهیّا کنی که از مطالبی که از کتاب و سنّت و اخبار اهل بیت عصمت و افادات اهل معرفت اخذ شده است به جان استفاده کنی و استعداد و لطافت قریحه‌ای را که خداوند عطا فرموده به کار اندازی، بسم الله! این گوی و این میدان.
    امید است در این معراج انسانی و معجون رحمانی (2) دل از غیر خالی کنی و با آب حیات، قلب را شستشو دهی و چهار تکبیر زده، خود را از خودی برهانی تا به دوست برسی وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً الَی اللهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ اجْرُهُ عَلَی الله. (3)
    بارالها! ما را مهاجر الی الله و رسوله قرار ده و به فنا برسان، و فاطی و احمد را توفیق خدمت عنایت کن و به سعادت برسان. والسلام.
    2 صفر المظفر 1405 - 5 / 8 / 1363
    روح الله الموسوی الخمینی‌