سخنرانی در جمع کارکنان کمیته امداد مرکز (هشدار به شاه و امریکا)
  •   سخنرانی
    زمان: 18 اردیبهشت 1358 / 11 جمادی الثانی 1399
    مکان: قم
    موضوع: اظهار تأسف از مرگ ناگهانی یک روحانی مجاهد - هشدار به پس مانده‌های شاه و امریکا
    حضار: کارکنان کمیته امداد مرکز
    بسم الله الرحمن الرحیم
    یکصدا در راه پیشبرد انقلاب اسلامی
    برای من هم مایه تأثر است و من از نزدیک ایشان (1) را می‌شناختم و به آتیه ایشان امیدوار بودم. انتظار بود که در آتیه، خدمتگزار خوبی باشند؛ الآن هم خدمت می‌کردند که این وضع پیش آمد. خداوند ایشان را رحمت کند و به شما توفیق بدهد که وظایف را انجام بدهید. چه به اینطور تصادفات از اینجا [دنیا] برویم، چه به شهادت، عَلی‌ أیّ حال، در راه خدمت است. و من امیدوارم که خداوند به همه ما سلامت و سعادت عنایت فرماید و به همه ما توفیق خدمت در این نهضت. همه باید خدمت بکنیم و نهضت را پیش بریم و هیچ چیز مانع این مسیر ما در این مسئله نباید بشود؛ چه [مشکلاتی‌] که برای ما پیش می‌آوردند و بنا دارند بعد هم پیش بیاورند، و چه چیزهایی که در اثر تصادف پیش می‌آید که در ردیف اینطور فعالیتهاست. در هر صورت همه موظفید که در این زمانی که زمان حساسی است و اسلام گرفتاری دارد و کشور ما گرفتاری دارد همه با هم یکصدا و با هم یکنواخت نهضت را پیش ببریم و ان شاء الله به پیروزی آخر برسیم و می‌رسیم.
    پس مانده‌های رژیم شاه و امریکا
    و این اقشار ضعیفی که حالا از پس مانده‌های رژیم سابق و امریکا و امثال اینهاست و با صورتهای مختلف و با ماسکهای مختلف، چیزی نیستند که مانع این جریان عظیم ایران

  • بشوند. اینها یک دست و پایی می‌زنند. آن وقتی که آن سد بزرگ بود، ایران شکست آن را؛ حالا اینها یک قطرات و یک ذراتی هستند که اگر خیلی توطئه‌هاشان را انسان بفهمد، با یک نصف روز اینها از بین خواهند رفت؛ و من امیدوارم که اینها بیدار بشوند و دست از شیطنتها بردارند و آنهایی که قابل هدایتند ان شاء الله هدایت بشوند.
    خداوند همه شما را حفظ کند و موفق باشید. هم برادرهای ما و هم خواهرهای ما - همه - سربازهای اسلام هستیم؛ و من امیدوارم که در آن کتابی که بناست اسم سربازها را بنویسند، اسم ماها را هم به نام سرباز بنویسند.