يَومِ الدّين حاصل شد، در نور حق خلق را مشاهده مى‌كند؛ و از اين جهت إيّاك نعبد گويد به تقديم ضمير «ايّا» و «كاف» خطاب بر ذات خود و عبادت خود؛ و چون اين حال را ممكن است ثباتى نباشد و لغزش در اين مقام نيز متصوّر است، ثبات و لزوم خود را از حق تعالى طلب كند به قوله اهدِنا -اىْ، الْزِمْنا- چنانچه تفسير شده است.
و بايد دانست كه اين مقام كه ذكر شد و اين تفسير كه بيان شد، براى كمّل از اهل معرفت است؛ كه مقام اول آنها آن است كه در مقام رجوع از سير الى اللَّه، حق تعالى حجاب آنها از خلق شود؛ و مقام كمال آنها حالت برزخيّت كبراست كه نه خلق حجاب حق شود -چون ما محجوبان- و نه حق حجاب خلق شود -چون واصلان مشتاق و فانيان مجذوب. پس «صراط مستقيم» آنها عبارت از اين حالت برزخيّت متوسّط بين النّشأتين است كه صراط حق است؛ و بنا بر اين مقصود از الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِم همين كسانى هستند كه حق تعالى با تجلّى به «فيض اقدس» در حضرت علميّه تقدير استعداد آنها را فرموده، و پس از فناى كلّى آنها را به مملكت خود ارجاع نموده؛ و مَغْضوب عَلَيْهِم -بنا بر اين تفسير- محجوبان قبل از وصولند و ضالّين، فانيان در حضرتند.
و اما غير كمّل، پس اگر وارد سلوك نشده‌اند، اين امور درباره آنها صحّتى ندارد، و «صراط» آنها صراط ظاهر شريعت است؛ و از اين جهت تفسير شده است «صراط مستقيم» به «دين» و «اسلام» و امثال آن؛ و اگر از اهل سلوكند، مقصود از «هدايت» راهنمايى، و از «صراط مستقيم» نزديكتر راه وصول الى اللَّه است، كه آن راه رسول اللَّه و اهل بيت اوست؛ چنانچه تفسير شده است به رسول خدا و ائمه هدى و امير المؤمنين -عليهم الصلاة و السلام- و چنانچه در حديث است كه رسول خدا خطى‌