پایگاه گسترش آراء و اندیشه های امام خمینی رحمة الله علیه
جلد ۱۰ - صفحه ۴۸
یکی، که از همه چیز بالاتر است، اینکه مقصد همه مقصد الهی بود. انگیزه اسلام بود. می‌دیدیم که در شعارهایشان، در فریادهایشان، شعارهای اسلامی بود؛ فریادهای «الله اکبر». مقصد این بود که آنها را مخالف اسلام می‌دانستند بروند کنار. و بعد از آن ان شاء الله آن مقصد حقیقی، که آن مقدمه این است، تحقق پیدا بکند. پس یک جهت، جهت این بود که همه‌تان فریادتان این بود که ما اسلام را می‌خواهیم، و شاهنشاهی و اینها را نمی خواهیم. جهت دیگرش هم، که به تَبَع آن آمده بود؛ وحدت همه قشرها بود؛ یعنی ملت سرتاسر این کشور بپا خاستند و با هم، مقاصد خودشان را کنار گذاشتند، مطالبی که مال شخص بود کنار گذاشتند، و همه به یک مقصد متوجه شدند. پس رمز پیروزی ما وحدت کلمه قشرهای مختلف، و ایمان بود. ایمان به خدای تبارک و تعالی، با این رمز شما پیروز شدید. پیروزیی که معجزه آسا بود، نه پیروزی یک پیروزی آسانی، یک پیروزی که بشود حساب کرد یعنی پیروزیی بود که جز با اراده خدای تبارک و تعالی هیچ امکان تحقق نداشت. مخالفین ما و شما، دشمنهای ملت، همه جور ابزار جنگی در دستشان بود؛ قدرت در دستشان بود. تانکها دست آنها، توپها دست آنها، مسلسلها دست آنها و نظامیها هم دست آنها. همه چیز دستشان بود. از آن طرف، پشتیبانی همه جانبه هم از آنها می‌شد، امریکا، شوروی، انگلستان، همه پشتیبانی می‌کردند. بلکه دولتهای اسلامی! دولتهای اسلامی هم پشتیبانی می‌کردند. تمام ابزار جنگی که آنها داشتند و تمام پشتیبانی‌های ابَرقدرت‌ها و قدرتهای بعدی، اینها همه بودند، لکن باید بگویم خدای تبارک و تعالی همه حَرْبه‌ها را کُند کرد؛ یعنی اینها می‌توانستند که در یک روز با این قوه‌هایی که دارند سرکوب کنند ملت را؛ تهران را به خاک و خون بکشند؛ می‌توانستند؛ لکن حربه‌هایشان کُند شد؛ یعنی خدا خواست که سران اینها خوف در دلشان افتاد. تتمه آنها هم یک دسته‌شان که ایمان داشتند ملحق شدند به ملت؛ یک دسته دیگر هم می‌ترسیدند. خداوند گاهی اسلام را با همین نصرِ به رُعب، نصرت می‌داده اسلام را در صدر اسلام به اینکه دشمنها را می‌ترساندند. از یک گروه کم، دشمنهای دارای همه ساز و برگها می‌ترسیدند. این ترس اسباب این می‌شد که شکست می‌خورند. اینها اگر نترسیده‌