پایگاه گسترش آراء و اندیشه های امام خمینی رحمة الله علیه
جلد ۱۹ - صفحه ۲۶۴
  یادنامه
زمان: ۳۰ اردیبهشت ۱۳۶۴ / ۲۹ شعبان ۱۴۰۵
مکان: تهران، جماران
موضوع: یادنامه امام درباره اشعارشان و تذکرات اخلاقی
مخاطب: طباطبایی، فاطمه
بسمه تعالی
عاقبت، اصرار مکرر فاطی (۱) غلبه کرد، و من از این چاه خشکیده برای خاطر او چند دَلوی آب گل آلود کشیدم. من نه شاعر بوده و نه هستم؛ و نه دعوی آن دارم. اکنون که به سن کهولت رسیده و اگر فی المثل چیزی داشته‌ام ته کشیده، و با دفتری سیاه و کوله باری از گناه به درگاه او - جلّ و علا - به امید بخشش و رحمت روآوردم، اعتراف دارم که نقطه سفیدی در نامه عمل ندارم؛ چون حسنات تخیلی و طاعات صوری‌ام سیئاتی است که از حد خودپرستی و خودخواهی فراتر نرفته و حجابهای ظلمانی و وساوس شیطانی بوده؛ ظُلُماتٌ بَعضُها فَوقَ بَعضٍ، (۲) که باید از آنها بیش از معاصی استغفار کنم، و از خود و عمل خود مأیوسم، لکن از فضل خدای متعال و رحمت او - جل و علا - مأیوس نیستم و به رحمت و نعمت واسعه او امید بستم.
و توای دخترم به خود آی، و از خود سفر کن؛ یا لااقل به خیال سفر باش. و بدان آنچه شنیدیم از طبلی میان تهی بوده؛ و آنچه گفتیم لقلقه لسان. خداوند به رحمت خود تو را یاری دهد که چون نویسنده، عمر را صرف لایعنی (۳) نکنی.
تاریخ ۲۹ شعبان ۱۴۰۵
روح الله الموسوی الخمینی‌