چنانچه پيرامون مسایل سایت، نظر، پیشنهاد و انتقادی دارید، فرم زیر را پر و ارسال نمایید:

متن مورد نظر:

پست الکترونیکی:


  • » امروز پنج‌شنبه، ۷ اردیبهشت ۱۳۹۶
  • » پایگاه گسترش آراء و اندیشه‌های امام خمینی رحمة الله علیه
  • » ارسال پیشنهادها و انتقادات شما
  • » تمامی کتاب‌های امام خمینی رحمة الله علیه به مرور در سایت قرار خواهد گرفت
نسخه آزمایشی
صفحه ۸۴
تتمّه در ذكر بعضى روايات شريفه كه در فضل اين سوره مباركه وارد شده است‌
منها ما رُوِىَ عَنِ النَّبىّ -صلى اللَّه عليه و آله- أَنّهُ قالَ لِجابِر بْنِ عبدِ اللَّه الانَصارى- رَضِىَ اللَّه عَنْهُ: «يا جابِرُ، أَ لا اعَلِّمُكَ أَفْضَلَ سُورَةٍ أَنْزَلَها اللَّه فى كِتابِهِ»؟ فَقالَ لَهُ جابِرٌ: «بَلى، بِابِى أَنْتَ و امّى يا رَسُولَ اللَّه، عَلِّمْنيها». قالَ:
فَعَلَّمَهُ «الْحَمْدَ» امَّ الْكِتابِ. ثُمّ قال: «يا جابِرُ، أَ لا اخْبِرُكَ عَنْها»؟ قال: «بَلى، بِابى أَنْتَ و امّى يا رسول اللَّه، اخْبِرْنى». قال: «هِىَ شِفاءٌ مِنْ كُلِّ داءٍ الَّا السّام». (۱)
و ابن عباس از حضرت رسول نقل نموده كه «از براى هر چيزى اساسى است؛ و اساس قرآن «فاتحه» است، و اساس «فاتحه»، بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم است». (۲)
و از آن حضرت منقول است كه «فاتحة الكتاب شفاى هر دردى است». (۳)
و از حضرت صادق -عليه السلام- روايت است كه كسى را كه الحمد للَّه شفا ندهد، چيز ديگر نمى‌دهد. (۴)
و از حضرت امير المؤمنين -عليه السلام- منقول است كه رسول خدا

(۱)-  از پيامبر -صلى اللَّه عليه و آله- روايت شده كه به جابر بن عبد اللَّه انصارى فرمود: «اى جابر، آيا برترين سوره‌اى را كه خدا در كتابش نازل فرموده به تو بياموزم؟» جابر عرض كرد: «آرى، پدرم و مادرم فداى تو باد اى رسول خدا، آن را به من بياموز.» پس رسول اللَّه سوره «حمد»، ام الكتاب را به او تعليم داد و فرمود:« اى جابر، آيا آگاهت نسازم از اين سوره؟» عرض كرد: «چرا، پدر و مادرم فداى تو باد يا رسول اللَّه؛ از آن مرا با خبر ساز.» فرمود: «آن شفاى هر دردى است جز مرگ»؛ تفسير عياشى؛ ج ۱: تفسير سوره حمد؛ ص ۳۴، ح ۹؛ تفسير البرهان؛ ج ۱، ص ۴۲؛ تفسير مجمع البيان؛ ج ۱، ص ۱۷- ۱۸.
(۲)- مجمع البيان؛ ج ۱، ص ۱۷.
(۳)- تفسير عياشى؛ ج ۱، ص ۳۴، ح ۹؛ مجمع البيان؛ ج ۱، ص ۱۷-۱۸.
(۴)- سَمِعْتُ أبا عَبْدِ اللَّه (ع) يَقُولُ: مَنْ لَمْ تَبْرأهُ الْحَمْدُ لَمْ يَبْرَأْهُ الشَيْ‏ءُ؛ تفسير عياشى؛ ج ۱، ص ۳۵، ح ۱۰؛ بحار الأنوار؛ ج ۸۹، ص ۲۳۷، ح ۳۴؛ تفسير نور الثقلين؛ ج ۱، ص ۴، ح ۷.

عضویت   لغو عضویت