می‌خواهند بشکنند؟ خدا می‌داند من متأسفم. این روحانیت است که با این وضع ساخته است و دارد خدمت به استقلال مملکت می‌کند. چرا باید متوجه نباشند که فرهنگ ما را به این روز کشانده‌اند؟ چرا خود را مستند نمی‌کنند به این روحانیت؟ چرا از مرگ یک عالِم، عالَم متشنج می‌شود (1)؛ ولی از شکست دولت، مردم چراغان می‌کنند؟! دولت باید طوری باشد که اگر شکست خورد، مردم عزا بگیرند و برای حفظش قیام کنند.
روحانیت، پشتوانه مملکت
اینها نمی‌توانند جلب منفعت خودشان را بکنند. اگر مردم دیدند اینها نفع مسلمین را می‌خواهند، با قرضه‌های ملی و فروش خانه‌هایشان برای مصالح مسلمین خرج می‌کنند. چرا این مطبوعات را آزاد می‌گذارند؟ چرا نسبت ناجوانمردانه و ناروا می‌دهند؟ اگر روحانیت برود، مملکت پشتوانه ندارد. چرا این مطبوعات اینقدر آزاد است؟ چرا جشن «هفده دی» (2) را آزاد می‌گذارند؟ اینها وسیله منفوریت است؛ منفور نکنید سلطان مملکت را. ما نصیحت می‌کنیم این هفده دی را به وجود نیاورید. ما مفاسد را می‌دانیم؛ حفظ کنید این مملکت را. ترقیات مملکت به هفده دی نیست. ترقی مملکت به دانشگاه است که آن را به این صورت در آورده اید.
صد سال دانشگاه؛ اما نیازمند به خارج
صد سال است به یک معنی دانشگاه داریم اما هنوز یک لوزتیْن سلطان را می‌خواهند عمل کنند باید از خارج طبیب بیاید! سد کرج را باید خارجیها درست کنند! یک خط و جاده را باید خارجیها بیایند بکشند! اینها را التزامات بین المللی اقتضا می‌کند؟! اگر مهندس و طبیب دارید، فرهنگ دارید؟ اگر می‌گویید فرهنگ داریم، ذخایر داریم، محصل داریم، طبیب و مهندس داریم، پس چرا از خارج استخدام می‌کنید؟ چرا ماهی صد هزار تومان به یک خارجی می‌دهید؟! جواب بدهید! اگر ندارید، وااسفا به این‌