ککه آن قیام عمومی را به همراه داشته باشد. مسئله این بود که علما و روحانیون دیدند که دستگاه جبار می‌خواهد با کیْد شیطانی اسلام را قلب کند و اوضاع را به عقب برگرداند.
آیا در چنین شرایطی که آنها قوانین مقدس اسلامی را بازیچه دست خود قرار داده‌اند ما ساکت بنشینیم و اعتراض نکنیم و نگوییم که چرا وعاظ و خطبای اسلام را تحت فشار قرار می‌دهند؟ چرا صدای مبلغین اسلام را خفه می‌کنند؟ چرا چاپخانه‌ها را تحت سانسور قرار می‌دهند و از چاپ و نشر نوشته‌های اسلامی جلوگیری می‌کنند؟ چرا آزادی مطبوعات را سلب می‌کنند؟
اینها به نام امام صادق - سلام الله علیه - می‌خواهند با مکتب آن حضرت مقابله کنند. به نام امام صادق می‌خواهند احکام مقدس قرآن را از بین ببرند و تعالیم درخشان آن را ریشه کن کنند. آنها در کنار شعار احترام به مقام حضرت صادق، از تساوی حقوق زن و مرد دم می‌زنند. تساوی حقوق زن و مرد یعنی قرآن را زیر پا گذاردن؛ یعنی مذهب جعفری را کنار زدن؛ یعنی قرآن را مهجور کردن و به جای آن کتابهای ضاله قرار دادن، یعنی دخترها را به سربازخانه‌ها کشانیدن و سایر کارهایی که نوامیس اسلام و مسلمین را به خطر تهدید می‌کند ..br> این تساوی حقوق زن و مرد و ملحقات آن از نظر بیست میلیون نفوس ایرانی مردود، و محکوم است. مع ذلک با زور و سرنیزه، با فشار و با آتش گلوله می‌خواهند آن را بر ملت ما تحمیل کنند. اگر این فشارها از ناحیه انگلیس یا امریکاست به ما بگویند تا ما خودمان با آنها برخورد کنیم. اگر الزامات بین المللی است باز هم به ما بگویند تا فکر دیگری بکنیم. این دولتهای غیرقانونی از جان ما چه می‌خواهند؟ این نخست وزیر خبیث بیسواد (1) از جان این مردم چه می‌خواهد؟ چرا نمی‌رود به دنبال کارش تا یک نفر فهمیده و باسواد که غمخوار این ملت باشد بر سر کار آید؟
آیا ما ساکت باشیم و حرفی نزنیم در حالی که آنها به مدرسه فیضیه می‌ریزند، در و