أَنْفُسَهُم وَ أَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ (1) جنّت، آن جنتی که لقای خداست، جنتی که لقای دوستان خداست؛ آن برای شما کافی است. و از آن که گذشت، دیگر در عالَم طبیعت نمی‌شود برای اعمالی که برای خداست یک چیزی قرار داد. هرچه مربوط به عالَم طبیعت است، مادون آن چیزی است که برای خداست.
رعب الهی در دل دشمنان ملت
و شما برای خدا قیام کردید و برای خدا هم مجاهده کردید، و برای خدا ان شاء الله تا آخر مجاهده می‌کنید؛ و این نهضت را به پیروزی می‌رسانید برای خدا باز. و این للَّه بودن، شما را به پیروزی رساند؛ و الّا با یک همچو قدرت شیطانی و قدرتهای دیگری که دنبال او بودند، اصرار می‌کردند، تشر می‌زدند، تهدید می‌کردند، شما جوانها ایستادید، این قدرت ایمان بود که شما را جلو برد؛ نه قدرت طبیعت و مادی. از حیث مادیت آنها بر ما طرف نسبت نبودند. اینکه دنیا را به تحیر واداشته است و حسابها را همه خطا از کار درآورده است این است که چطور یک ملتی که نه ساز و برگ دارد، نه نظام، نظامی در کار نبود که فکری در این باب نبود که ما بخواهیم یک فکر نظامی بکنیم یک نیروی نظامی داشته باشیم. نه نظامی ما داشتیم، و نه ساز و برگ مقابله با آنها. شما خیال می‌کنید که اگر نبود اراده خدا، که منصرف کرد اینها را از اینکه مقابله کنند، و نبود آنکه رعب در بسیاری از آنها ایجاد کرد [کار پیش می‌رفت‌] اینها با یک شب می‌توانستند همه تهران را خراب کنند. همه چیز دستشان بود. همه مراکزی که یک نفر آدم که گوشش می‌جنبید همه را بمباران کنند. نه اینکه برای خدا نکردند؛ خدا اذهان اینها را همچو منصرف کرد و دلهای اینها را همچو پُر از خوف کرد که دست به آن آلاتی که باید بزنند نزدند. این یکی از معجزاتی بود که در این قضیه واقع شد.
شکست کودتا، معجزه بود
و معجزه دیگر همین توطئه‌ای بود که برای کودتا در همان شبهای آخر، که ما در