دیدمشان اما خوب دیدمشان - و این آقا (1) که نور چشم من است و سابقه دارم با ایشان سالهای طولانی، و اینقدر رنج دیده است از این رژیم فاسد که الآن کسی به من گفت ایشان باز آثار آن شکنجه‌ها در بدنش هست، و مقاومت کرده این آقا را قدرش را بدانید، این یک آدم معمولی نیست، یک آدم زاید بر معمول است. و من امیدوارم که با همت همه شما ان شاء الله این نهضت پیش برود و این چهره اسلام خوب نمایش پیدا کند. یعنی ما یک متاعی داریم که این متاع را چنانچه عرضه بکنیم، همه عالم قبول می‌کنند. نمی‌گذارند این متاع را ما عرضه بداریم، نگذاشتند. سالهای طولانی نگذاشتند که ما عرضه کنیم این متاعی که داریم؛ و آن اسلام است. الآن یک خرده، یک بادی از اسلام آمده است یک نسیمی از اسلام در این مملکت آمده است، الآن از هر جا می‌آیند می‌گویند که همه عاشق ایرانند. همین الآن یک آقایی، که رفته بود در یک محلی در خارج، آمده بود می‌گفت که در آن جلسه‌ای که ما بودیم و پنجاه و چند نفر از اشخاصی - که روشنفکرهای آنها و از علمای آنها بودند - همه‌شان اظهار می‌کردند که ایران چطور، ما چطور هستیم. و [با] ملتها با هرکس که تماس گرفتیم همه اسم از ایران می‌بردند، و قضیه ایران چطوری است. نظر دارند الآن به ایران. الآن چند نفر هم از بنگلادش بود که آمده بودند اینجا، اینها هم همین طور می‌گفتند که ملت ما همه توجه به اینجا دارند و چشمشان به اینجاست.
همه عالَم الآن چشمشان را دوخته‌اند که ببینند ما چه می‌کنیم؛ ما راست گفتیم که حکومت عدل اسلامی؛ یا خدای نخواسته خلاف گفتیم و خودمان هم غیر اسلامی هستیم و غیر عدل اسلامی. باز اگر اینطور حساب بکنند که اینها غیر اسلامی‌اند، باز یک چیزی بود؛ اما بگویند که اسلام این است، شکست آن است که بگویند که اسلام این است که اینها پاسدارهایشان هستند و اینها هم آخوندهایشان.
خودتان را حفظ کنید برادرهای من. توجه کنید به اینکه مسئولیت زیاد است، و باید.