می‌دانستند. از این جهت، این پیروزی ما مرهون یک همچو تحول روحی است که در مردم پیدا شد. و الّا ما که نه اسلحه داشتیم و نه نظام بود در کار و نه یک کارهایی داشتیم که مطابق اصول جنگی و اینها باشد. فقط چیزی که بود ایمان در مردم بود، و بحمدالله وحدت کلمه. و من می‌خواهم از خدای تبارک و تعالی که این وحدت کلمه محفوظ بماند، و ان شاء الله تمام مشکلات ما حل بشود.
هم آقایان وزرا و خصوصاً وزیر نفت، زیاد توجه داشته باشند که در آن محلی که هستند خیلی باید با دقت عمل بکنند. و باید اشخاصی هم که در آنجا هستند، کارگرانی که در آنجا هستند و کارمندانی که در آنجا هستند، پشتیبانی کنند از ایشان. (1) ایشان مردی است صالح و محتاط، که من در «احتیاط» ایشان یک قدری اشکال دارم. لکن آدم درستی، محتاطی است. و ان شاء الله امیدوارم که در آنجا به طور شایسته عمل بکنند. و من از کارمندان و کارگران نفت می‌خواهم که پشتیبانی کنند؛ کار کنند برای مملکت و کم کاری نکنند؛ تعطیل نکنند. الآن مملکت دیگر مال خودشان است. نفت از خودشان است. هدر نمی‌رود؛ به مصالح مملکت خرج می‌شود. وقتی که مال خود ما شد، موظفیم که همه‌مان خدمت بکنیم. الآن مملکت مثل عائله خود ما هست؛ همان طوری که ما برای عائله‌مان باید با محبت عمل بکنیم، الآن باید ما برای مملکتمان با محبت [عمل کنیم‌]. هم آقایان وزرا و هم مردم و هم کارگران و کارمندان.
لزوم پرهیز از کم کاری در ادارات
و گاهی من می‌شنوم که در ادارات یک قدری کم کاری هست، گاهی بیکاری هست. و این موجب تعجب من است. اگر چنانچه خدای نخواسته اینها از رژیم سابق هستند و می‌خواهند برای آنها خدمت کنند، خوب، موظف‌اند آقایان که آنها را یادداشت کنند و اسمهایشان را و تصفیه کنند. و اگر چنانچه این طور نیست و خود مردم‌اند و علاقه دارند به اسلام و علاقه دارند به مملکتشان، من نمی‌فهمم کسی علاقه داشته باشد به مملکتش و