دارید در این مجلس، این است که جمهوری اسلامی را بر طبق موازین اسلامی پیاده کنید. البته راجع به امور اداری‌اش و اینها نظر دادن هیچ مانعی ندارد. نظر دادن مانعی ندارد؛ اما اشکالتراشی و این حرفها را به مردم القا کردن که اگر چنانچه فقاهت در کار بیاید و فقیه باشد، اگر چنانچه ولایت فقیه باشد، یک بساطی لازم می‌آید و یک بساط دیگری.
مخالفت دشمنان با اسلام و نهضت اسلامی
آقا ما مدتها زیر بار طاغوت بودیم، بس است! ملت ما مدتها - پنجاه سال، بلکه دوهزار و پانصد سال - زیر بار طاغوت بود، بس است! آقایان بگذارید یک چند وقتی هم مردم الهی بشوند، تجربه کنید. لااقل بفهمید این معنا را، که با تجربه بفهمید، که یک ملتی که تا حالا تحت بار طاغوت بوده است، حالا هم تحت بار الله باشد، این را تجربه کنید. اگر از اسلام بدی دیدید، بگویید چه بدی از اسلام تا حالا دیدید؟ تا حالا که اسلامی در کار نبوده در مملکت ما نمی‌گذاشتند، حالا هم شماها نمی‌گذارید. آن وقت دشمنها [نمی‌گذاشتند] حالا بعضی دوستهایی که ملتفت نیستند، نمی‌گذارند. یا شاید بعضیشان هم دشمن باشند. چرا باید شما بترسید از اینکه یک نفر آدم در مثلاً تو اتاق‌اش [نشسته‌] و یک چیزی می‌نویسد، در روزنامه هم درج می‌کند. اینها نمی‌دانند اصلاً معنای اسلام چه است. اینها مخالف نهضت اسلام هستند. اینها اگر مخالف با رژیم هم باشند، مخالف با اسلام هم هستند. اینها یک چیز دیگری می‌خواهند، نه رژیم باشد و نه اسلام باشد؛ یک جمهوری دمکراتیک. دمکراتیک آن هم به آن معنایی که غرب وارد کرده اینجا؛ نه به آن معنایی که حتی که در غرب است. آن جمهوری که در آن دمکراتیک که در غرب هست حتی در ایران نیامده تا حالا، آن وارداتی است. این دمکراتیک که در ایران آمده، آن آزادی و آن نمی‌دانم استقلال و آن مسائلی که تا حالا آمده، همانهایی بوده است که آریامهر فریاد می‌کرد «تمدن بزرگ»؛ و همان بود که همه دیدید این «تمدن بزرگ» پدر این ملت را درآورد! بس است! کافی است! آریامهر کافی‌