انجام نمی‌گیرد. نمی‌شود که ملت کنار بنشیند و بگوید دولت همه کارها را بکند. یک همچو خرابه بزرگی را دولت به این زودیها، اگر قدرت ملت نباشد، نمی‌تواند، شاید تا آخر هم نتواند، که این خرابه‌ها را آباد کند.
کوشش همه طبقات ملت برای آبادانی کشور
الآن یک چیزی است که مال خودتان است، مثل اینکه هر کسی موظف است به حسب وجدان خودش که عائله خودش را خدمت به او بکند و اداره بکند، الآن به حسب وجدان، ما همه موظفیم که یک مملکتی که از حلقوم دیگران بیرون آوردیم و مال خودمان شده، خودمان خدمت به آن بکنیم. نرویم کنار بنشینیم بگوییم که شما از چنگال دیگران بیرون آوردید، خودتان درستش بکنید! نمی‌شود. این یک همچو چیزی است، شماها بیرون آوردید؛ ملت بیرون آورده. همین ملتی که یک همچو نهضتی کرد و یک همچو پیروزی برایش حاصل شد، باید این مملکت را خود ملت اداره بکند. هرکس به هر اندازه‌ای که می‌تواند. البته یک قشر نمی‌تواند؛ دو قشر نمی‌تواند، روحانیت نمی تواند؛ دولت نمی‌تواند؛ عرض می‌کنم که کارگر تنها نمی‌تواند؛ صنعتگر تنها نمی تواند؛ لکن هر کدام یک گوشه کار را باید بگیرند. هرکس در هر کاری که مشغول است آن کار را خوب انجام بدهد.
لزوم توجه همگانی در ترویج کشاورزی
این همه خرابیها که هست و اینهمه گرفتاریهایی که هست الآن برای ملت شما - که مع الأسف گنجها زیر پایشان بود و خودشان گرسنگی می‌خوردند، ذخیره‌ها زیر پایشان بود خودشان نشسته بودند گرسنگی می‌خوردند، و اینطور برنامه بود - حالا که این مملکت مال خودتان شده است، حالا باید کوشش بکنید، خصوصاً در امر زراعت باید کوشش بکنند، سستی به خرج ندهند. اگر بخواهند سستی به خرج بدهند در امر کِشت و زرع و اینها، باز ما این پیوستگی که به امریکا و سایر جاها داشتیم این را باز هم باید ادامه بدهیم. وقتی یک مملکتی مال خودتان شد، یک مملکتی که قابل است، یک مملکتی‌