بنشینیم اظهار تأسف بکنیم؟ یا این مغزهایی که به امریکا فرار کردند، برای اینکه بروند آنجا پولهایی که در اینجا جمع کرده‌اند خرج بکنند، ما برای اینها باید اظهار تأسف بکنیم؟ فکرهایتان را عوض کنید! افکاری که پنجاه سال در مغزهای شما جمع شده است، و اصلاً تشخیص نمی‌توانید بدهید به واسطه آن افکار مابین صحیح و غیرصحیح را. عوض کنید خودتان را.
ما باید این مملکت را عوض کنیم؛ این افکار را عوض کنیم. دانشگاه ما باید عوض بشود، از این افکار عوض بشود. این مغزهایی که بچه‌های ما را سی سال، چهل سال، به تباهی کشیدند بگذار فرار کنند، یک مغزهای صحیح بیایند روی کار. حالا که می‌خواهند تصفیه کنند، و اشخاص خیرمند می‌خواهند تصفیه بکنند، شما نشسته اید غصه می‌خورید که چرا تصفیه می‌کنند! غصه می‌خورید که چرا اعدام می‌کنند. کی‌ها را اعدام کردند؟ برای کی‌ غصه می‌خورید؟ ای اساتید دانشگاه! بعضی‌تان، برای کی‌ غصه می‌خورید؟ برای نصیری نشسته اید نوحه سرایی می‌کنید؟! برای هویدا (1) نوحه سرایی می‌کنید؟! برای کی‌؟ بعد هم می‌گویند که یک بچه دوازده ساله را اعدام کرده‌اند! خوب، این را آنهایی که با ما مخالف‌اند می‌گویند. آن مخالفین می‌گویند من هم امر کرده‌ام که پستان زنها را بِبُرَّند! آنها می‌گویند که یک بچه دوازده ساله را؛ آنها می‌گویند یک زن حامله را، و الّا نه بچه دوازده ساله اعدام می‌شود، و نه زن حامله اعدام می‌شود. چه حرفهایی است که شما می‌زنید؟ چرا کمک می‌کنید به استعمار؟ چرا کمک می‌کنید به رژیم شاهنشاهی؟
ای مغزهای پوسیده! ای انسانهای از بین رفته! بیدار بشوید یک قدری. چرا این طور بحث می‌کنید؟ چرا اسلام را تخطئه می‌کنید؟ چه شده شما را که اسلام را تخطئه می‌کنید؟
جوانهای ما بیدار بشوید! ای جوانهای برومند ما، ای خواهران ما، ای برادران ما، بیدار بشوید! ای شمایی که با دست شما نهضت به اینجا رسیده، و این آقایان که حالا اشکال می‌کنند، در کنار نشسته بودند و یا کمک نمی‌کردند و یا بی‌تفاوت بودند و حالا