است، گاز از دستشان گرفته شده است، منابع زیرزمینی و روزمینی ازشان گرفته شده است و اینها الآن همه در مقابل ما ایستادند و همه توطئه می‌کنند.
توقعات نامعقول
شما در یک همچو انقلابی توقع دارید که به مجرد اینکه این انقلاب واقع شد، مثل اینکه نخست وزیری را تغییر دادند یا رئیس جمهوری را تغییر دادند. [بعد] باید خوب، همه امور درست باشد. یک نخست وزیر تغییر کرده؟ توجه نمی‌کنید که قضیه این حرفها نبوده است. قضیه مقابله یک عده بی‌سلاح [است‌] با تمام قدرتهایی که در عالم که روابط داشتند با اینجا، چشم داشتند به اینجا. همین دول عربی که می‌گویید، همینها مخالف بودند. عراق مخالف بود. کویت مخالف بود. عرض می‌کنم که، یمن و مصر و چه و چه ... و امریکا و انگلیس و همه‌شان. فرانسه هم مخالف بود. همه مخالف بودند. آن وقت یک انقلاب واقع شده و همه اینها را عقب زده، با اینکه اکثر اینها منافع داشتند اینجا. و حالا هم باز نمی‌توانند چشم بپوشند از منافعشان. امریکا نمی‌تواند چشم از منافعش بپوشد. انگلستان هم نمی‌تواند. سایرین هم نمی‌توانند. آن وقت شما می‌فرمایید که هیچ قضیه‌ای تا حالا تحقق پیدا نکرده است و هیچ چیز درست نشده است! عوض نشده است. در صورتی که این چیزهایی که شمردید بسیاریش درست شده است؛ منتها عرضه نشده است به مردم. شاید من هم خیال می‌کردم گاهی که خوب، چه کردند. ولی وقتی عرضه می‌کنند، می‌بینید که یک دولت هشت ماهه با این ترتیب، با اینکه یک وضع آشفته است از همه جهت، یعنی بعد از اینکه ملت ما این پیروزی را تحصیل کرد، پشت این دیواری که شکست یک خرابه‌ای هم گذاشته بودند اسمش ایران بود، سی و پنج میلیون جمعیت که همه در حبس بودند [...] برای حتی این خانمها همچو ساده نبود که یک وقت اینجا جمع بشوید، برای اینکه امکان نداشت. اگر یک همچو حرفهایی راجع به اجتماع خودمان، راجع به سیاست، راجع به اجتماع، راجع به مملکت، می‌خواستید بگویید، امکان نداشت برایتان که بیایید اینجا بنشینید و آسوده و راحت مقاله خودتان را