آن که از سرتاسر کشور فریادش در خیابان و در کوچه‌ها و در مدارس و در همه جا بلند بود این بود که «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی». این سه تا کلمه بر سر زبان همه بود. آن روز، هیچ فکر دیگر نداشتند جز اینکه این رژیم را ساقطش کنند و تبدیلش کنند به یک رژیم دیگری، و آزادی به دست بیاورند بعد از اختناق پنجاه و چند ساله - اگر نگوییم دو هزار و پانصد ساله - و استقلال به دست بیاورند که ممالک دیگر آقایی اینجا نکنند و نیایند و ما را اسیر خودشان بکنند. اصول مسائلی را که ابتدایی؛ یعنی مسائل ابتدایی ملت ما بود این سه تا بود. اینها که می‌گویند «انقلاب شد و هیچی نشد»، می‌گویند این اصولی که اصولِ خواستِ دستِ اول ملت بود، این نشده است؟ یعنی الآن باز رژیم سلطنتی است؟ یعنی الآن باز اختناق است؟ یعنی الآن باز مشاورهای این دولتهای بزرگ در اینجا مشغول کار هستند و مشغول فعالیت هستند، و دولت ما یا ملت ما تحت سلطه آنهاست؟ خوب، اگر اینها را به شما بگویند، جوابش را شما خودتان می‌دهید که نه، اینها الآن حاصل است، این آزادی است که شما و ما را در اینجا جمع کرده است. شما پنج سال پیش از این امکان برایتان داشت که در یک همچو جلسه‌ای بنشینید صحبت بکنید؟ این آزادی است که شما در بیرون، در هر جا صحبت می‌کنید، انتقاد می‌کنید، از رژیم سابق انتقاد می‌کنید، از دولت لاحق انتقاد می‌کنید، اینها همه آزادی است. هیچ کس هم نمی آید به شما بگوید که نه، انتقاد نکنید. پس آزادی الآن حاصل است برای ما یکی از آن چیزهایی که ملت ما فریاد می‌کرد برایش، به دست آورده.
استقلال هم اگر چنانچه آنها می‌گویند که الآن امریکا در اینجا دارد حکومت می‌کند. شما می‌بینید که الآن مرکز فساد امریکا را جوانها رفته‌اند گرفته‌اند، و امریکاییهایی هم که در آنجا بوده گرفتند، و آن لانه فساد را به دست آوردند و امریکا هم هیچ غلطی نمی تواند بکند، و جوانها هم مطمئن باشند که امریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. بیخود صحبت اینکه اگر دخالت نظامی [کند]، مگر امریکا می‌تواند دخالت نظامی در این مملکت بکند؟ امکان برایش ندارد. تمام دنیا توجهشان الآن به اینجاست. مگر امریکا می‌تواند مقابل همه دنیا بایستد و دخالت نظامی بکند؟ غلط می‌کند دخالت نظامی بکند.