تربیت کنند. و آزاد بودند جوانهای ما که به مراکز فحشا و فساد بروند و آنها دامن به آن می‌زدند. اما نه آزادی برای زن، و نه آزادی برای مرد، هیچ نبود که یک کلمه‌ای حق بگوید. نمی‌توانست یک صحبتی بکند که مربوط باشد به سیاست خودش، به اجتماع خودش، انتقاد بکند از وضع موجود.
قلمها را شکسته بودند
نه یک روزنامه‌ای داشتیم که آزاد باشد. و نه یک گوینده‌ای که آزاد باشد، و نه یک نویسنده. قلمها را شکسته بودند. دهانها را بسته بودند و قلمها را خرد کرده بودند، به اسم اینکه آزادید. هیچ آزادی برایمان نبود، و به اسم «تمدن بزرگ» ما را کشاندند به تباهی. و الآن که رفتند یک مملکت آشفته، یک ملت عقب مانده، یک اقتصاد فاسد و همین طور هر جا دست بگذاری، یک دانشگاه استعماری، و هکذا سایر جاها. این برای این است که یک فرد فاسد حکومت کرد بر این جمیعت، یک حیوان فاسد. هیچ وقت حیوانهای دیگر را این طور نمی‌کنند، اما یک فرد فاسد یک جامعه را به فساد می‌کشد. از آن طرف چنانچه یک فرد پیدا بشود که صالح باشد - مثل انبیا - یک امت را به صلاح می‌کشد.
لزوم عمل به قرآن و پیروی از اولیای دین
قرآن را که کتاب ماست و کتاب شماست، کوشش کنید که بحقیقت، کتاب باشد. کتاب ما بحقیقت باشد، نه فقط لفظاً بگوییم که «کتاب ما، قرآن است. نبی ما، رسول اکرم است. امام ما، علی بن ابی طالب است». لفظ، آسان است. آسان است که من بگویم: شیعه علی بن ابی طالبم، لکن شیعه چی است؟ آنی است که دنبال او باشید. تشییع جنازه در وقتی است که کسی جنازه که جلو است این همراهش برود. اگر او از آن راه برود، این از این راه برود، این تشییع جنازه نیست.
شیعه پیرو است. اگر بنا باشد که ما، هی دم بزنیم که شیعه ایم، لکن در عمل هیچ پیروی نداشته باشیم، یا پیروی‌مان بسیار ضعیف باشد، ما به حسب واقع، شیعه نیستیم، به حسب ادعا شیعه هستیم. اگر ما ادعامان این باشد که قرآن، کتاب ماست، لکن هیچ صفحه‌ای از