مهمل بارش بیاورند. هرچه می‌خواهند بکنند و ما حرف نزنیم. لکن خدا نخواست. به داد شما رسید. خدا نخواست اینطور بشود، و در بین راه، خدا دریافت شما را و شما حفظ کنید این را.
رسالت دانشگاه
جوانهاتان را تربیت کنید به یک تربیتی که فعال باشند. همه برای این نباشد که یک میزی را بگیرند. آقا این یک مصیبتی است که همه دانشگاهها زحمت بکشند، زحمت بکشند برای اینکه بروند [پشت سرهم‌] میز اشغال کنند. اشغال کنند چیست، کار نیست، بروند بنشینند آنجا حقوق بگیرند. خوب سابق این بود دیگر. ادارات ما الآن هم خراب است. اینطور بود که فرض کنید یک اداره‌ای که می‌شد با صد نفر اداره بشود پانصد نفر، هزار نفر داشت. صد نفرش کار از او می‌آمد، به‌طور اهمال هم باز و باقی‌شان حقوق می‌گرفتند و آنجا می‌نشستند تفریح می‌کردند. یک دفعه هم در تلویزیون نشان دادند. آن وضع اداره را نشان داد. یک دفعه، وضع همین بود. اینها می‌خواهند اینطور درست بکنند. دانشگاه باید عالِم درست کند نه اداری. اداری یک مسئله کوچکی است. حالا یک احتیاجی هست. البته باید برود آنجا. اما دانشگاه باید عالم درست کند. دانشگاه باید اشخاصی را درست کند که مملکت خودش را اداره کند از حیث علمیت. اداره کند از حیث فرهنگ. نه اینکه غایت آمال این باشد، یک چیزی دستش بیاید برود توی یک اداره‌ای بنشیند مهمل. کار هم بود، خوب بود. اما کار نیست توی ادارات. یک اداره که نمی‌تواند اینهمه جمعیت را بپذیرد. جز این است که بروند آنجا بودجه مملکت را بیخودی صرف بکنند، خودشان هم مهمل بار بیایند. یک قوه فعاله مهمل بار می‌آید و بودجه مملکت را هم از بین می‌برد. اینها باید اصلاح بشود.
مسئولیت خودسازی و محیطسازی
من، آخر عمرم است، اما شما جوانید. اصلاح کنید اینها را. اصلاح کنید اینها را، اگر بخواهید مستقل باشید. این چیزها را در صدد برآیید اصلاحش بکنید. همه مملکت باید