برای اینکه یک مقامی پیدا بکنید. شما آرزوی شهادت نمی‌کنید به اینکه برسید به یک مثلاً فرشی و یک نوایی. این حال را که حالی است الهی حفظ کنید، و مادامی که این حفظ بشود شما پیروز هستید. و من وعده پیروزی به شما می‌دهم. و خدای تبارک و تعالی، وعده پیروزی داده است به شما: انْ تَنْصُرُوا الله یَنْصُرْکُمْ. (1) اقدامتان را ثابت نگه دارید و مشتهای گره کرده را که مشتهای الهی است حفظ کنید، و از هیچ ابرقدرتی نترسید، و از هیچ تبلیغاتی، داخلی و خارجی، هیچ خوفی نداشته باشید. ما راه خودمان را می‌رویم و آن راه خداست.
بیداری مستضعفین اولین گام در مقابله با مستکبرین
و من امیدوارم که این هیأتهایی که آمدند و رسیدگی کردند، گرچه نمی‌توانند رسیدگی کنند، آنها نمی‌توانند به همه دردهای ما برسند آنها مصیبتهایی که من در زمان رضاخان شاهدش بودم که بر این ملت گذشت، آنها دیگر مثل اینکه دیگر منسی (2) شده و کهنه شده، و آن اشخاصی که آن را ادراک کردند دیگر در آنها کم است. الآن شما نمی‌توانید آنها را اطلاع پیدا کنید، شما نمی‌توانید اطلاع پیدا کنید اینکه این پنجاه سال به ما چه گذشته است، به این ملت چه گذشته است، و نمی‌توانید تصور این را بکنید که این ملت جوانهایش به چه بلاهایی مبتلا شدند، در این تاریکخانه‌ها و در این زیرزمینهای ساواک، لکن آن مقداری که اطلاع پیدا کردید و اسناد را به شما داده‌اند، و اگر رفتید آن محل را هم دیدید، و آن چیزهایی که در آنجا هست، که هیچ شباهتی به سفارتخانه ندارد، آن وقت تصدیق می‌کنید که مسئله، مسئله گروگان گرفتن یک عده دیپلمات نیست. این چیزی است که قلمهای خارج و مطبوعات خارج به شما تحمیل کرده است که بگویید دیپلماتها، والّا اگر، اینها را ببینید می‌فهمید که این محل، محل دیپلمات نیست، و این اشخاص، اشخاص دیپلمات نبودند. من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی، به همه ما