بزرگی است که خود به خود، ما تحلیل می‌رویم، ولو اینکه از خارج هم به ما حمله‌ای نشود و نمی‌شود، این آسیب، آسیب مهمی است.
غفلت ننمودن از وسوسه‌های داخلی
شیاطین شروع کردند، از اینجا شروع کردند. آن هیاهوی خارجی [را] احتمال بدهید که برای اغفال ما از داخل باشد؛ آن هیاهو که در خارج می‌کنند و آن تهدیداتی که از خارج می‌کنند، احتمال بدهید که برای این باشد که ما جهت را گم کنیم و متوجه به خارج بشویم، از داخل غفلت بکنیم. از داخل غفلت نکنید و از وسوسه‌هایی که در داخل واقع می‌شود، در داخل - مثلاً - پادگانها، در داخل ارتش و ژاندارمری، که مانع می‌شود از اینکه یک نظم صحیحی در کار باشد، از این بترسید، از اینکه بین خود ارتش اختلاف باشد و آن بگوید: صاحب منصب اوست، این بگوید: او، وآن بگوید: او، که هرج و مرج درست بشود. از این بترسید که یک ارتش را متزلزل می‌کند، نظام از دست گرفته می‌شود.
لزوم حفظ نظم در نیروهای مسلح
ارتش اگر نظم نداشته باشد ارتش نیست و شیاطین که ممکن است نفوذ کرده باشند هم در ارتش، هم در ژاندارمری و هم در سایر قوای انتظامی و غیر انتظامیه، آنها در هر جا به یک صورتی دامن می‌زنند به اینکه نظم را از ارتش و ژاندارمری و سایر قوای انتظامیه بگیرند و در باطن خود ارتش، هرج و مرج ایجاد کنند. اگر یک ارتشی با هرج و مرج بخواهد مواجه باشد و بپذیرد این هرج و مرج را، معنایش این است که ارتش نیست.
هیچ امکان ندارد که او بتواند با یک قدرتی - هرچه هم [کم‌] باشد - مقابله کند. اگر نتواند ارتش خودش را اصلاح کند و قدرت خودش را و پیوند خودش را و نظمی که در باطن باید باشد، این را ایجاد بکند، این نمی‌تواند در مقابل غیر - هر غیری باشد - مقاومت کند.
اینهایی که می‌آیند به جوانها از راه دلسوزی می‌گویند که چرا باید شما - مثلاً - [اطاعت کنید]، این مثل زمان طاغوت می‌ماند که شما اطاعت کنید، خیر، این مثل زمان امیرالمؤمنین می‌ماند اطاعت از طاغوت بد است، نه اطاعت از ارتشی که مال اسلام است.