هستیم، خودمان را گم نکنیم؛ خیال نکنیم که نیستیم دیگر، یک دسته دیگر باید بیایند ما را اداره کنند. الآن خوب، شماها باید اداره کنید، شماها که در استانها هستید و آقایان دیگری هم که هستند در استانها. استانها را باید شما اداره کنید و شما درستش بکنید. و با قدرت درستش بکنید. یک مطلب نقصی پیدا می‌شود - البته عرضه می‌کنند به مجلس - مجلس درست می‌کند اینها را. در هر صورت آنی که موجب نگرانی بزرگ است این است که ما یکوقتی نهضتمان شکست بخورد؛ شکست شخص چیزی نیست، کشتن شخص چیزی نیست، اما نهضت را ما کاری بکنیم که با اعمال ما این نهضت به هم بخورد، این را باید یک کارش بکنیم.
تفاهم و برادری در اصلاح امور کشور
همه شما، هرکس به کشورش اعتقاد دارد، هرکس به دیانتش اعتقاد دارد، به خدا اعتقاد دارد، امروز باید این را حفظش بکند و اختلافات جزئی که بین افراد هست اینها را کنار بگذارند و آنطور نباشد که تمام همِّ ما صرف این بشود که او را عقب بزنیم؛ خودم جلو بیایم و آن چه بشود، آن آلوده بشود، آن چه بشود، این نباشد. همه ما همّمان صرف این باشد که اگر یک کسی هم خطا می‌کند برادرانه بروند بهش حالی کنند که این کار درست نبوده است، تو باید چه بکنی، اگر باورش نیامد و دیدید که آدم صحیحی نیست، آن وقت باید به مراکزی که هستش گفته بشود تا جلویش را بگیرند. در هر صورت، این من را نگران کرده، من مدتهاست که برای این جهت نگرانم و به همه آقایان هم این نگرانی را اظهار کردم و گفتم که ما نمی‌توانیم که حالا هم به صورت مبارزه درآییم و با اشخاصی که داخل در خود جمعیت خودمان هست مبارزه کنیم. مبارزه با خارج، مبارزه با طاغوت صحیح است، اما دیگر مبارزه کنید با خودمان! ... با هم بنشینیم تفاهم کنیم، با هم بنشینیم برادر باشیم، همه‌مان اهل یک مملکت، همه‌مان اهل یک ملت، همه‌مان اسلامی، ارادت به اسلام داریم. اینطور نباشد که هی هر کدام بگوییم خیر ما اسلامی هستیم و دیگران نیستند، نخیر، اگر ما هیچ کداممان که کارهایی که محول به خودمان هست آن را به‌طور صحیح انجام ندهیم ما اسلامی نیستیم، ما طاغوتیم؛ طاغوت هم‌