چه، یک سال، دو سال جنگ بشود تا بعد یک قدرتی بر قدرت دیگر پیروز بشود. اینجا آنجایی است که انقلاب بود، واقعاً انقلاب بود. مرحوم «قرنی» (1) به من گفت که سه ساعت و نیم، سه ساعت و نیم غلبه کرد ملت بر رژیم. یعنی آن وقتی که آنها کودتا می‌خواستند بکنند در تهران ما بودیم، و آنها بنا داشتند کودتا بکنند و جلویش گفتند روز هم باید مردم بیرون نیایند. حکومت نظامی روز قرار دادند. آن حکومت نظامی روز را خدا خواست که شکسته شد. آنها به من بعد گفتند که اینها بنا داشتند که کودتا بکنند و خیابانها را وقتی که مردم نیستند، خیابانها را همه را بگیرند و شبش کودتا بکنند. مردم که ریختند در خیابانها اینها این طرحی که داشتند خنثی شد. و ایشان می‌گفت که آنکه جنگ بین ملت و دولت واقع شد و رژیم واقع شد سه ساعت و نیم بود. در صورتی که جاهای دیگر، الآن شما می‌بینید که در افغانستان چند سال است که همه مسائل هست و حالا هم معلوم نیست کی ختم بشود. برای اینکه آنجا یک کودتایی است. کودتا یک نفر آدم بخواهد انجام بدهد، یک قدرتی می‌خواهد یک ملتی را از بین ببرد، اما یک ملت خودش آمده است - و خودش آمده - و حریفش را بیرون کرده. دیگر خود ملت با خود ملت که کاری ندارد.
پرهیز از شعارهای اختلاف‌انگیز
حالا هم اشخاصی در بین این ملت هست که الهام از خارج می‌گیرند. البته اقلیت هم هستند، لکن اشخاصی هستند که با هر زبانی با مردم می‌توانند صحبت بکنند و شیطنت بکنند. باید ملت ما توجه به این توطئه داشته باشد که توطئه‌ای که محتمل است این است که ما را به هم بریزند. حتی توی جهاد سازندگی بروند یک کارهایی بکنند که آنجا هم یک اختلافی بشود. نگذارند کار عمل بشود. در دبیرستان بروند. در دانشگاه بروند. هر جا بروند و ما را به هم بریزند. و دائماً شلوغی و دائماً اعتصاب و دائماً راهپیمایی و دائماً کارشکنی برای دولت و ملت، تا منعکس بکنند در خارج که اینها نمی‌توانند خودشان را