حکومت جنگلی دارند، تا اینکه مصحح پیدا بشود پیش ابرقدرتها برای اینکه یک «ولیّ» ای برای ما بفرستند. داخل را به هم می‌زنند. انجمنهای اسلامی یک کارهایی - مثلاً - گاهی بچه‌هایشان، جوانهایشان انجام می‌دهند که موجب به هم ریخته شدن اوضاع است. یا کمیته‌ها [در] سرتاسر کشور، بعضی از جاها که بعض اشخاص درشان نفوذ کرده است وادار می‌کنند که آنها هم یک کارهایی بکنند که موجب یک اختلالی بشود در نظم. جهاد سازندگی هم اشخاصی در آن نفوذ کرده‌اند و می‌کنند که آنها هم کاری انجام بدهند که مردم را از خودشان متنفر کنند. و در دادگاهها هم گاهی بعض اشتباهاتی می‌شود که آن هم موجب نارضایتی است. اینها می‌خواهند شما را، مقصدشان این است که روحانیت را پیش ملت ضعیف کنند، و انسجام بین این قوایی که باید باشد و انتظامی که باید در یک مملکتی برای اداره‌اش باشد، این انسجام را به هم بزنند. وقتی - فرض کنید که - هرچه قدرت هم داشته باشند قوای انتظامی و مسلح، اگر منسجم نباشند کاری ازشان نمی‌آید. تا سپاه پاسداران، ژاندارمری، ارتش، شهربانی و سایر قوای مسلح با هم منسجم نباشند، و همه از یک راه نروند، نمی‌توانند یک توطئه‌هایی که هست، و ممکن است یکوقت واقع بشود نمی‌توانند آن را خنثی کنند و خفه کنند. چنانچه بین روحانیون، تمام طبقاتی که روحانیت شامل آنهاست، از علما و فقها، از محصلین، از خطبا، ائمه جماعت، همه اینها، اگر آن وظایفی که محول به خودشان است، آن وظایف را فراموش کنند، و یک راه دیگری که محول به آنها نیست بروند، این هم یک خلاف نظمی است. و این خلاف نظم موجب این می‌شود که اولاً شما را در بین ملت یکجور دیگری غیر از آنکه واقعیت هست معرفی کنند و ملت را از شماها کم کم جدا کنند.
همین مسئله‌ای که در اوایلی که رضاخان آمد و کودتا کرد و بعد مستقر شد، همان برنامه‌ها دارد حالا شروع می‌شود.
توجه روحانیت به حدود وظایف شرعیه خویش
این خطاب من به همه علما و تمام روحانیون به کلمه عام و به همه ملت است. اگر با