کند. حالا که بحمدالله، یک کشور اسلامی داریم و همه ارکانش اسلامی است؛ نمی‌شود امروز گفت که دولت هست و ما زیر بار دولت نمی‌رویم و دولت هست و ما مستخدم دولت نمی‌شویم. این حرفها مال زمان طاغوت بود. زمان رسول الله هم دولت بود، زمان امیرالمؤمنین هم دولت بود. می‌شد بگویی که دولت هست و ما استخدام در این دولت نمی‌شویم؟! دولت از اموری است که باید در مملکت باشد. از واجبات حسبیّه‌ای است که واجب است برای حفظ نظم، دولت باشد. اگر دولت باطل باشد، استخدام در او جایز نیست، مگر اینکه برای یک احقاق حقی باشد، چنانچه در صدر اسلام هم این مسائل بوده است و اگر دولت صحیح حقی بود، نباید اشخاص بگویند که ما در این دولتی که صحیح و حق است نمی‌رویم؛ برای اینکه اسمش «دولت» است.
حکومتهای اسلامی، همه دولتهای اسلامی بودند، همه متولّی امور مردم بودند.
عمده این است که دولت چه دولتی باشد. اگر دولتی مثل دولت فعلی باشد، که ارکانش همه اسلامی هستند و همه در راه اسلام می‌خواهند خدمت بکنند، نباید کسی تحاشی (1) کند از اینکه من نمی‌خواهم وارد بشوم در این دولت و استخدام بشوم. استخدام دولت حق است. زمان حضرت امیر هم اشخاصی بودند که شُرطه (2) بودند، اشخاصی بودند حکومت بودند. استاندار بودند، اشخاص مؤمنی بودند که کارفرما بودند در جاهایی.
اینطور کلی‌اش را که آدم بگوید آن وقتی که زمان طاغوت بود، بگویند که ما در خدمت طاغوت واقع نمی‌شویم، حالا هم که زمان الله است، بگویند که ما در خدمت واقع نمی‌شویم، این کج فهمی است. اگر قاضی - مثلاً - در قوّه قضاییه کمبود بود و به هرکس اظهار کردند، وقتی به مقدار کفایت نباشد، واجب است بر اینکه تصدّی بکند و قضاوت بکند؛ نباید بگویند که حالا که قضاوت است، ما در خدمت دولت واقع نمی‌شویم.
خدمت دولت، یک خدمت خداست. الآن دولت، دولت الهی است و خدمت به الله است، نه خدمت به طاغوت است. بنابراین، نباید بعضی از آقایان تحاشی کنند از اینکه ما