خارج نقل می‌شود اینها شایعات است. شایعه کردند که خرمشهر را آنها گرفتند. اصلاً از نزدیک، خود آقای بنی صدر رفته در خرمشهر، در آبادان، در جاهای دیگر رفته، خودش رفته. این شایعات را درست می‌کنند برای دلخوشی خودشان. شنیدم که امروز هم یک شایعه مرگ فلانی شده است، (1)، و دلخوش کرده خودش را به اینکه فلانی مُرد. من بمیرم که شما باید دعا کنید خدا بمیرد! خدا هست، من کی هستم. ملت ما خدا دارد. ملت ما از اول تا حالا، همیشه ملت پشتیبانش خدای تبارک و تعالی بوده، منتها گاهی ملموس بوده است و گاهی غیرملموس. حالا الآن ملموس است که کارها برخلاف آن چیزی که آنها خیال می‌کنند انجام می‌گیرد. پس ملت ما یک ملتی است که از ضعف به قدرت متحول شده است، و آرزوی شهادت می‌کند. یک همچو ملتی که آرزوی شهادت می‌کند، این ملت دیگر خوف ندارد، خوب پیروز است ان شاء الله.
تفاوت انگیزه ارتش ایران و عراق برای جنگ
و آنکه می‌خواهم به ارتش عراق بگویم. من متأسفم که ارتش عراق که مسْلم هستند - حالا آنهایی که از اسرائیل آوردند من اطلاعی ندارم من با آنها کار ندارم ارتش عراق که مسلمان هستند، کعبه قبله آنهاست، و قرآن کتاب آنهاست، و پیغمبراکرم رسول آنهاست، اینها برای چه جنگ می‌کنند؟ با کی جنگ می‌کنند؟ روی چه انگیزه‌ای جنگ می‌کنند؟
مقابل آنها مسلمانها هستند. البته صدام حسین منطقش در اسلام غیر ماهاست. او البته ما را می‌گوید مجوسند اینها، اهل مجوسی هستند. این چیزی که کهنه شده است، و سابقاً یک کسی می‌گفت یک چیزی. این ارتش عراق برای کی دارند خون خودشان را می‌دهند؟
اینها نمی‌دانند که اگر به جنگ ایران بیایند اینطور کشته می‌شوند؟ الآن نفهمیدند که در جنگ ایران نمی‌توانند هیچ اعمال قدرتی بکنند؟ اینها برای چی خون خودشان را می‌دهند؟ روی چه انگیزه‌ای خونشان را می‌دهند؟ اینها می‌توانند بگویند ما برای خدا