بفهمند که پیشرو این قضیه اسلام است، امام این قضیه، امام زمان است، اگر این را بفهمند که این مغزهای 35 میلیون جمعیت ایران نورانی است و به نور اسلام زنده است در فکر این نمی‌افتند که ما برویم یک عده‌ای را بکشیم و بعد زمام را دستمان بگیریم. مگر می‌شود یک همچو چیزی؟ بله، آنجایی که زمام همین بودکه یک رده بالایی بود و حکومت می‌کرد به مردم، مردم هم هیچ کاری نداشتند به آن رده بالا، یک رده دیگری می‌آمدند آنها را کنار می‌زدند، آنها می‌شدند آنها. اما قضیه این نیست که ما یک رده‌ای داشته باشیم و یک بالا و پایینی؛ همه همدوشند، برادر و خواهرند همه و همه خودشان را سهیم می‌دانند در این مسائل؛ برای اینکه اسلام هست. اسلام اختصاص به یک شخص دون شخصی ندارد. ایمان است، ایمان مربوط به یک کسی دون کسی ندارد. خانه به خانه باید این اشخاص که خیال کردند، خانه به خانه باید بروند و جنگ کنند، آن هم در همه کشور نه در تهران.
تهران را اگر - فرض بکنید - فرض محال - که شما تهران را تسخیر کنید سایر مملکت قیام می‌کنند برخلافتان، آنها می‌آیند تهران را از دست شما می‌گیرند. باید یک ابزاری بیاورد امریکا و یک اشخاصی بیاورد امریکا یا سایر کسانی که می‌خواهند و خیال می‌کنند [می‌توانند] در اینجا یک کاری انجام بدهند که 35 میلیون جمعیت را از صحنه بیرون کند. آن، چه ابزاری است که می‌تواند 35 میلیون جمعیت زن و مرد که همه مجهز و همه حاضر در قضایا هستند این بخواهد از صحنه بیرون کند؟ این امر محالی است. کسی را که خدا به میدان آورده نمی‌تواند بختیار از میدان خارج کند یا کارتر از میدان خارج کند.
کسی که اعتیاد دارد (1) نمی‌تواند کودتا بکند، حرف است. اینها حرف است که می‌زنند که بنا بود که بیاید، کی بیاید؟ آن اگر دو ساعت از وقتش بگذرد آنطور که می‌گویند خوب، کی بیاید؟ عمده همین است که اسلام را نمی‌شناسند. خیال می‌کنند اسلام یک رژیمی است مثل رژیم امریکا، مثل رژیم شوروی. شوروی و امریکا همان رده بالا هستند؛ مردم دیگر، مردم کشور خودش بر خلافش هستند. آن رده بالا