بشویم. یک کار ارزشمندی شما کردید، یک کار بزرگی کردید که تمام دنیا به صورت اعجاب دارند به شما نگاه می‌کنند. کسی که یک همچو کار بزرگی را به عهده گرفته است نباید خیال کند که امروز که ما این را بیرونش کردیم، فردا یک کسی دیگر می‌آید؛ نخواهد آمد، خیر. شما و ما مهیّا هستیم و مهیّا باید باشیم که آنقدری که ارزش دارد عملمان، باید برایش فداکاری بکنیم.
ما باز به آن تنگنای اقتصادی که پیغمبر اکرم در آن چند سال، که در آن غار بود، واقع شده بود، واقع نشدیم. آنها نانِ خوردن هم نداشتند. آنها با زحمت برای خودشان به‌طور قاچاق یک چیزی می‌آوردند، می‌خوردند؛ زندگی می‌کردند. لکن ارزش عمل یک ارزشی بود که می‌ارزید به اینها. تحمل می‌کرد ایشان اینها را. ما الآن چیزی برایمان واقع نشده. خوب، یک گوشه کشور ما یک جنگی واقع شده و آن هم دارند سرکوبشان می‌کنند. ما باید مهیّا باشیم که فردا اگر از یک گوشه دیگری هم یک شیطان دیگری سر در آورد، آن [را] هم سرکوبش بکنیم. ما می‌خواهیم زنده باشیم و ما می‌خواهیم شرافت خودمان را حفظ کنیم و ما می‌خواهیم اسلام عزیز را، که همه چیز درش هست، استقلال درش هست - آزادی درش هست، شرافت درش هست - می‌خواهیم این را حفظش بکنیم و قرآن کریم را حفظ بکنیم. این ارزش دارد به اینکه ما همه‌مان هم از بین برویم، رفتیم. مگر ما از پیغمبر بالاتریم؟ مگر ما از حسین بن علی بالاتر هستیم؟ آنها هم همه چیزشان را دادند در راه هدفشان. لکن ما قدرت داریم الآن. آنها آن وقت نداشتند همچو قدرتی. حضرت رسول - صلی الله علیه و آله و سلم - در آن غاری که پناه برده بودند، کسی را نداشتند. یک چند نفری آنجا بودند و همه در خوف زندگی می‌کردند. ما به آنجا نرسیده‌ایم حالا. زمانی هم که در مدینه تشریف آوردند، آنقدر رنج ایشان کشیدند.
اینقدر زحمت کشیدند که هیچ یک از آنها را تا حالا ما نکشیده‌ایم.
ما از جنگ نباید بترسیم. پیغمبر اکرم جنگ کرده است برای اسلام. حضرت امیر جنگ کرده است برای اسلام. صدر اسلام در یک چند سال چندین جنگ، هشتاد تا، چقدر جنگ واقع شد. ما باید مهیّا بشویم برای جنگها و ما قدرت داریم. ما جوانها را