را ما باید مطمئن باشیم که این منحرف نمی‌کند بچه‌های ما را. نمی‌توانیم ساده دلی به خرج بدهیم که خوب، حالا این آدم، اسلام گفته قبول کنید شما، ما هم قبول کردیم. اما اسلام نفرموده حالا که قبول کردید مقدّرات خودتان را دست این هم بدهید.
دیگر این را اسلام نفرموده. اسلام فرموده قبول کنید که تو مسلمان و ترتیب آثار هم بدهید. اما مقدّرات یک مملکتی را ما بخواهیم دست یک کسی بدهیم که کمونیست بوده، حالا هم می‌گوید من آدم خوبی هستم و ترتیب آثارش را هم ما می‌دهیم، اما نمی‌توانیم مقدّرات مملکتمان دستش بدهیم. نمی‌توانیم مجله نویسی اگر بخواهد بکند، او را آزاد بگذاریم که هرچه دلش می‌خواهد بنویسد. یک وقتی می‌بینید چه از کار در می‌آید. شما هم نمی‌توانید در مجله‌ای که دارید و افراد را می‌خواهید انتخاب کنید، یک اشخاصی که سابقه‌شان انحراف بوده است، آن منحرف را حالا بگویید که نه، دیگر حالا خوب شده است و آدم مسلمانی است و اینها. و وارد کنید در روزنامه‌تان. خیلی خوب است برای خودش، ما هم نمی‌گوییم بد است. الآن توبه کرده، خوب است، اما نمی‌توانیم دیگر همچو مطلبی را که در ترتیب یک ملتی در سرنوشت یک ملتی دخالت دارد، این را به دست او بدهیم. این از مسائل مهمی است که در همه جا باید این انجام بگیرد. این معنا که خیر، ما باید همه اشخاصی که آمده‌اند می‌گویند که ما خوب هستیم اینها باید واردشان کنیم. منتها در همه جایی که سرنوشت ملت را هم به دستشان بدهیم؛ این حرف، ساده اندیشی است، و توجه به مسائل نداشتن است. در هر صورت من امیدوارم که کتابهای شما، مجلّه شما، همه اینها خوب باشد. و این مسائل هم مورد توجه باشد در افرادی که سابقاً هستند پیش شما. در افرادی که بعدها می‌خواهند در این مجله و در فعالیت دخالت داشته باشند. مسئله عربی اگر هست، اشخاص عرب متعهد اوّلاً باشند، ثانیاً داده بشود باز نگاه بکند به اینکه چه بوده در این. ممکن است یک نفر آدم هم، خیلی هم خوب آدمی باشد و متعهد باشد، لکن اشتباه داشته باشد. اشتباه برای خودش چیزی نیست. اما اشتباه برای یک ملت، یک وقتی صدمه می‌زند به یک ملتی. اگر یک اشتباهی مثلاً فرض کنید