همچو موجودی است که حاضر است سرش را بِبُرد که رقیبش از بین برود. اصطلاح دیرینه ما این است که «خرِدیزه»، که یک قسم از خرهای فضول است، خودش را به چاه می‌اندازد که به صاحبش ضرر بزند! انسان یک همچو موجودی است. انسان یک همچو موجود پیچیده‌ای است. یک همچو موجودی است که انبیا نتوانسته‌اند این انسان را انسان کنند، الّا بعض اشخاص. در هر جایی که انبیا بودند، یک عده معدودی، بسیار معدود، به تربیت انبیا آن تربیت والا را که باید حق انسان باشد قبول کردند و تربیت شدند، و الّا نتوانستند آنکه می‌خواستند انجام بدهند. لکن می‌توانیم ما کمتر بکنیم این شیطنت‌ها را، می‌توانیم. این‌طور نیست که ما مجبور باشیم، و معاقب نباشیم از باب اینکه مجبور هستیم. نه، ما مختاریم. با اختیار خودمان فساد ایجاد می‌کنیم. با اختیار خودمان قلمهایمان را به کار می‌اندازیم برای اینکه دیگران را بی‌آبرو کنیم. قلمهای خودمان را و زبانهای خودمان را به کار می‌اندازیم برای اینکه حریفها را از میدان بیرون کنیم. اینها همه مکایدی (1) است که در خود انسان هست. انسان خیال می‌کند کار خوب می‌کند؛ و حال آنکه کار بد دارد می‌کند. خیال می‌کند برای خداست؛ و حال آنکه برای شیطان است.
ان شاء الله خداوند تبارک و تعالی به همه ملتهای اسلامی توفیق بدهد و آنها را تأیید کند برای اینکه از شرّ اجانب و از شرّ شیاطین و خصوصاً شیطان خودشان، نجات پیدا کنند. و خداوند تعالی کشورما را از شرّ شیاطین و اجانب و از شرّ قلمها و قدمها و زبانها نگه دارد.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته