برای اینکه آتش را خاموش کنید، باید به حَکَمیت (1) بنشینید و باید سرحَدّات را ببینید؛ آن طرف را ببینید، و این طرف را؛ باید ملتها را ملاحظه کنید؛ ملت عراق را ببینید که آیا ملت عراق این حکومت را قبول دارد یا نه؟ و ملت ایران را هم ببینید که آیا ملت ایران این حکومت را قبول دارد؟ این رئیس جمهور را قبول دارد؟ این نخست وزیر را قبول دارد؟ این مجلس را قبول دارد؟ چنانچه ملتها مقبول بود پیششان اینها، پس اینها حکومت قانونی هستند. و اگر غیر مقبول بود؛ حکومت غیر قانونی هستند. و باید دنیا حکومت غیر قانونی را [به رسمیّت نشناسد] اگر راست می‌گویند که باید ملتها حکومت کنند، اگر صحیح می‌گویند که حقوق بشر باید مراعات بشود؛ باید رجوع کنند به ملتها. و ما حاضریم که شما بیایید در اینجا رفراندم کنید و ناظر قرار بدهید بر رفراندم که آیا این حکومت و این مجلس و این رئیس جمهور را شما قبول دارید یا قبول ندارید. و با یک ترتیبی هم بروید عراق و بدون سرنیزه، سرنیزه در کار نباشد، اختناق در کار نباشد، آنجا هم یک رفراندم بکنید، ببینید که آیا ملت عراق هم همان طوری که ملت ایران می‌گویند، قبول دارند یا نه؟ اگر ملت ایران حکومت ایران را طرد و رئیس جمهور را و مجلس را طرد کرد، باید بگویید آنها کنار بروند. و باید ملت خودش عمل بکند. و اگر طرد نکرد، بروید عراق آنجا هم همین‌طور رفراندم کنید و بگویید که مردم آیا قبول دارند این حزب را، قبول دارند این مجلس حزبی را، قبول دارند این صدام را، و این رئیس جمهور به اصطلاح خودشان را، یا قبول ندارند؟ اگر قبول دارند، آن وقت بنشینید باهم مصالحه کنید. و اگر آنها هم قبول ندارند، ما هم قبول نداریم، هیچ کس قبول ندارد او را، مگر یک دسته‌ای که همراه او هستند، و مگر امریکا و مگر شوروی [...].
اگر همین باشد مسئله اجتماعات شما اثری ندارد و صحبتهای ما و صحبتهای شما به جایی نخواهد رسید. همه باید تحت بیرق اسلام و تحت پرچم اسلام بروید، لکن نه به طور شعار، به‌طور واقع و به‌طور حقیقت. اگر به‌طور حقیقت تحت پرچم اسلام رفتیم،