از آن گفته نشود، لکن انحراف شما دائماً گفته بشود و به گوش مردم خوانده بشود؛ مردم را از مجاهدات شما اغفال کنند. از زحماتی که از 15 خرداد تاکنون بر شما وارد شده است و بزرگان شما را برده‌اند در حبسها و زجرها، و انجام دادند کارهایی را که با دزدان آن‌طور انجام نمی‌دهند، اینها را ذکری از آنها ندیدم بکنند! قلمها راجع به این مسئله شکسته است! اما اگر در یک دادگاهی یک کاری بشود که مثلاً در نظر آنها انحراف باشد، یا خدای نخواسته به حسب واقع انحراف باشد، عمّال آنها دوره بیفتند و این طرف و آن طرف و تبلیغ کنند که دیکتاتوری آخوندی در کار است! دیکتاتور روحانی در کار است. این کلمه، کلمه‌ای است که دشمنهای اسلام درست کرده‌اند و می‌خواهند که روحانیون را کنار بگذارند و روحانی برود گوشه مسجد و مسائل اسلامی را، نه آنکه مربوط به جامعه است، نه آنکه مربوط به مشکلات جامعه و اسلام است، بلکه مسائل عبادی را فقط انجام بدهند؛ لکن دیگران در صحنه باشند و آن کنند به ما که محمدرضا کرد.
وظیفه روحانیون؛ انجام کارها بر طبق موازین شرعیّه
باید بیدار بشوید شما! باید ملت ما بیدار بشوند. ملت ما در خیابانها، در بازارها، در سایر نقاطی که هستند، در کارخانه‌ها، در صحراها مشغول به خدمت هستند، بیدار باشند که اینگه گفته می‌شود «دیکتاتوری آخوندی» این کلمه‌ای است که به باطل گفته می‌شود برای مقصد باطلتر! و الّا پیدا کنند آنها این روحانیونی که دیکتاتوری می‌کنند. اگر دیکتاتوری معنایش این است که احقاق حق مظلوم را از ظالم می‌کنند و اگر دیکتاتوری معنایش این است که در دادگاهها امثال نصیری‌ها را از بین می‌برند، این چیزی است که اسلام کرده است و امری است که با امر اسلام انجام می‌گیرد. و اگر دیکتاتوری معنایش این است که تحمیل به ملت چیزی را می‌خواهند بکنند، می‌خواهند با قدرت، ملت را آزار بدهند و مقاصد خودشان را انجام بدهند، این یک دروغ واضح است. باید مردم اشخاصی که این را می‌گویند، بگیرند آنها را و از آنها بپرسند که این کدام یک است و چه کرده است و چه.