خودشان و شرافت را برای وطنشان تحصیل کردند که در مقابل لشکرهای کفر برای دفاع از اسلام و برای دفاع از کشور اسلامی ایستادند و فداکاری کردند و به سوی خدا شتافتند. انسان که باید این راه را برود و مردنی است، چه بهتر که این سعادت را تحصیل کند و امانت را به صاحب امانت بسپرد؛ موت اختیاری؛ شهادت؛ رسیدن به خدا در لباس شهید و با ایده شهدا. در بستر مردن، مردن است و چیز نیست، لکن در راه خدا رفتن شهادت است و سرفرازی و تحصیل شرافت برای انسان و برای انسانها.
شما اهالی غرب و جنوب خوزستان و سایر مرزهای کشور در مقابل ستمکاران و مهاجمان به اسلام ایستادگی کردید و همچون شهدای صدر اسلام شهید تقدیم کردید. از شما شهدای بسیار برای ملت باقی ماند. [شما] شرافت این ملت را بیمه کردید و خدای تبارک و تعالی از شما راضی باشد. اسلام برای شما سرفرازی قائل است و ملت پشتیبان شما و سایر رزمندگان است و شهادتهایی که حاصل شده و شهدایی که شما تقدیم کردید به اسلام شهدای همه ملت است. مصیبتها برای همه ملت است و سرافرازی برای همه ملت. خوش به سعادت این جوانهای عزیز برومند که عکسهای بعضی از آنها در این مجلس حاضر است و موجب تأثر و سرفرازی است.
شهدا پیشتازان قافله سعادت
من به شما اهالی خوزستان و سایر مرزنشینانی که مورد تهاجم واقع شدید تبریک عرض می‌کنم و تذکر می‌دهم به شما دو جمله از کتاب خدا را: لِکَیلَا تأسَوْا عَلی‌ ما فاتَکُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتیکُمْ. (1) این تعلیم خدای تبارک و تعالی است به انسانها از اول تا آخر که در پیشامدها چنانچه پیشامدی بود که برای شما ضرری داشت، به حسب ظاهر و چشمهای ظاهربین، شما محزون نباشید، که اینها ضرر نیست. نه تأسف بخورید و نه محزون باشید.
برای آن چیزی که از دستتان رفته است؛ برای اینکه بظاهر از دست رفته است و در واقع‌