خزائن عظیم این کشورهای اسلامی به حلقوم این قدرتهای بزرگ فرو می‌رود. ملتها باید قیام کنند و خودشان را از دست حکومتهای خودشان و قدرتهای بزرگ نجات بدهند. اگر ملت ایران نشسته بود و چشم به این دوخته بود که از خارج کسی کمک کند و او را نجات بدهد، تا آخر تحت همان فشارها بود و حکومت جائر پهلوی حکومت می‌کرد، لکن انتظار نکشید و با اینکه دولتهای شرق و غرب به کمک محمدرضا بودند و پشتیبان او بودند، مع ذلک، با همه قدرتهای خارجی و با قدرت بزرگ نظامی که در داخل داشت، وقتی ملت یکپارچه قیام کرد، زن و مرد، کوچک و بزرگ، فریاد کرد که ما نمی‌خواهیم این حکومت جائر و این سلطنت کافر را، هیچ یک از قدرتهای خارجی نتوانست که جلوگیری کند و قدرتهای داخلی هم برگشتند از او و متصل به ملت شدند.
ارتش عراق هم، اگر مسلمانهای عراق قیام کنند، به آنها متصل خواهند شد و این ریشه فساد را از آنجا خواهند کند.
قیام و مبارزه تنها راه نجات ملت عراق
اخیراً، در یک نوشته‌ای دیدم، در یکی از خبرگزاریها که دولت عراق می‌گوید ما همیشه مسلمان بودیم و شهادت به وحدانیت خدا و رسالت پیغمبر می‌دهیم، پس ما مسلمانیم و شما چرا ما را کافر حساب می‌کنید. من به آنها می‌گویم که شما قبل از اینکه ما صحبت از این بکنیم، از قِبَل آیت الله حکیم - رضوان الله علیه - تکفیر شده‌اید. ملت عراق مسلم‌اند؛ لکن این حزب «بعث» عقایدشان عقاید اسلامی نیست و مورد تکفیر رئیس ملتشان شدند و این اظهار اسلامیت که صدام و امثالش می‌کنند مثل آن اظهار اسلامی است که محمدرضا می‌کرد. من احتمال می‌دهم که محمدرضا در باطن ذاتش مسلمان باشد، لکن مسلمان بدتر از کافر؛ لکن نسبت به صدام این احتمال را نمی‌دهم که بر حسب ذاتش به اسلام گرایش داشته باشد. قیام بر ضد کشور اسلامی و حکومت اسلامی که الآن در ایران مستقر است، همین قیام بر ضد اسلام، در حکم الحاد و کفر است و این آدم در عین حالی که به قول خودش مسلم است، قیام بر ضد اسلام کرده است. جرم ملت مسلمان‌