انجمنهای اسلامی هم همین‌طور. کدام انجمن اسلامی می‌تواند با تخصص مخالف باشد؟ کدام انجمن اسلامی نمی‌خواهد که تمام جوانهای ما در رشته‌های مختلف متخصص باشندو خودکفا باشند؟ همه می‌خواهند، لکن دانشگاه‌های زمان سابق را دیدید که ما بعد از چندین سال، سالهای طولانی، که دانشگاه داشتیم، آن وقت یک کسی که به عنوان رئیس مملکت خودش را جا زده بود، آن شاه مخلوع، برای آپاندیس یکی از بستگان خودش از خارج آدم آورد و طبیب آورد که عمل کند! برای اینکه او در مغز پوکش می‌دانست این معنا را که جوری این ایران را وابسته کرده که خودشان از عهده این معنا برنمی آیند و اگر برآیند هم، باید کاری کرد که به همه ملتها فهماند که ما هیچ نیستیم. ما حتی عمل آپاندیس هم بعد از مدتها دانشگاه [داشتن‌] نمی‌توانیم انجام بدهیم! ما می‌خواهیم این فکر را از توی کله‌ها بیرون کنیم. انجمن اسلامی باید در صدد این معنا باشند که این فکر را از اذهان بیرون کنند و خودشان را بیابند، بعد ازاینکه قرنها تقریباً، خودشان را گم کرده بودند. ما می‌خواهیم طوری باشد و افرادی تربیت بشود [مانند ابن سینا] که کتاب قانون (1) او در اروپا الان هم مورد استفاده است، نه اینکه اشخاصی باشند که الفبای مسائل اسلامی را نمی‌دانند و تا صحبت می‌شود می‌گویند اسلام نمی‌تواند! ما یک همچو دانشگاهی می‌خواهیم همطراز با حوزه‌های علمیه که وابستگی هیچ روز نداشته‌اند با خارج و اگر یک کس، یک نفر، دو نفر، وابستگی داشتند، رسوا هستند. ما می‌خواهیم دانشگاهی باشد که همفکر باشد با دانشگاه‌های علمی قدیمی که آنها هیچ روز وابسته به خارج نبودند و اگر فردی یا افرادی از آنها منحرف بودند در بین آنها رسوا بودند. ما می‌خواهیم یک همچو مطلبی تحقق پیدا بکند.
ضرورت هوشیاری انجمنهای اسلامی دانشگاهها
و البته راجع به انجمنهای اسلامی هم من یک تذکری که دایماً داده‌ام، لازم است باز هم بدهم و آن این است که چشم و گوش خودتان را باز کنید که در انجمنهای اسلامی هم‌