طرف یا گرایش به آن طرف پیدا کند.
این ارتش، ارتش اسلامی است، از سربازش تا فرماندهان اولش. اگر - خدای نخواسته - یک کسی ببیند که نه این‌طور نمی‌تواند زندگی کند، این‌طور نمی‌شود، خوب، کارهای دیگر هم ممکن است؛ لازم نیست در ارتش باشد. فرماندهان آنها عذرش را می‌خواهند که یک جایی دیگر برود برای خودش زندگی بکند. نماند که - خدای نخواسته - ارتش را از بین ببرد. این جهاتی است که من می‌خواستم به آقایان بگویم.
و یک جهت دیگر این است که کوشش کنید - این را فرماندهان دیگر باید توجه بکنند - کوشش کنید که این پیشرفتهایی که [ارتش‌] می‌کند یک قدری زیادتر باشد؛ برای اینکه ممکن است که صدام و دوستان صدام تبلیغ کنند در آنجا که این فرماندهی که کنار رفته است، حالا دیگر ضعف پیدا کرده است ارتش.
با اینکه من می‌دانستم که امثال آقای بنی صدر گوینده خوبی هستند، اما در پیشرفت مطالب، شماها هستید که پیش می‌روید، سرباز است که کار را انجام می‌دهد، لکن ممکن است صدامیان یک وقت تبلیغ کنند به اینکه چه و روحیه ارتش خودشان را با این حقه بخواهند بالا ببرند و روحیه ارتش ما را بخواهند پایین بیاورند.
شما اگر بعد از این واقعه، یکی دو تا پیروزی پیدا بکنید، این مطلب هم شکسته می‌شود و نمی‌تواند صدام دیگر تبلیغ بکند به اینکه نه، دیگر روحیه‌ها ضعیف شده است؛ نه، روحیه‌ها سرجای خودش هست، مسئله‌ای هم واقع نشده است و ارتش هم همه چیزش سر جای خودش است، فرماندهان سر جای خودشان هستند، هیچ قضیه تازه‌ای واقع نشده. رئیس جمهور ریاست جمهوریش را بکند؛ لازم نیست که رئیس [قوا] هم باشد.
این مسائلی بود که می‌خواستم به شما عرض کنم و اطمینان بدهم به شما که اسلام با شما موافق است، مادامی که شما سرباز اسلام باشید، و ملت با شما موافق است، مادامی که در راه اسلام و در راه کشور کوشا باشید - و بحمدالله، هستید و خواهید بود. و شما آن‌