این ائتلاف برای چیست؟ این چه ائتلافی است؟
من از اول یک خَلَجانی در ذهنم حاصل می‌شد راجع به بعضی اینها؛ لکن صبر کردم.
صبر کردم و نصیحت کردم. صبر کردم، و هر وقت اینها آمدند - یعنی هر وقت نه - اما بسیاری اوقات، آنها را به مسائل اسلامی دعوت کردم؛ به عمل به قانون دعوت کردم؛ به حفظ و حراست جمهوری اسلامی دعوت کردم. کم کم آن احساسِ من زیاد شد. تا وقتی که می‌بینم آن جناح منافق در میدان است و تأیید می‌کند. تا وقتی که می‌بینم آن جبهه‌ای که بر ضد اسلام است تأیید می‌کند. [برای‌] من تکلیف شرعی است، تا دیگر، تأیید نکنم.
مگر من می‌توانم که یک جریانی که بر ضد اسلام و بر ضد کشور ما دارد انجام می‌گیرد، باز ساکت بنشینم اینجا و بگویم بیایید و با شما صحبت کنم. من اگر احتمال این معنا را می‌دادم که اینها به اسلام برگردند و به قانون اساسی که سوگند خورده‌اند وفادار باشند و قوانین اسلام را قبول کنند، من اگر احتمال این را می‌دادم - برای یک محظوری که من در آن محظور هستم، و به خود این آقایان گفتم آن محظور را - باز آنها را دعوت می‌کردم و آنها را وادار می‌کردم به اینکه با هم بنشینند و به قانون عمل کنند. لکن بسیار غفلت می‌خواهد و بسیار ساده اندیشی می‌خواهد که - این گروه‌هایی که با هم ائتلاف کردند و این «جبهه ملی» که بر ضد اسلام می‌خواهد راهپیمایی راه بیندازند، و - مسلمانها هم همین بنشینند تماشا کنند که به ضد اسلام مقاله بنویسند و سبّ اسلام بکنند و حکم ضروری اسلام را «غیر انسانی» بخوانند! بعد از اینکه من می‌بینم ائتلاف شما با اینهاست [...]
خوب، من با این جمعیت نمازخوان و متدین چه بکنم؟ من به اینها علاقه داشتم، حالا به بعضیشان هم باز علاقه دارم. با اینها ما تکلیفمان چیست؟
توصیه به نهضت آزادی در جدا شدن از معاندین
خوب چرا حسابتان را جدا نمی‌کنید؟ من حالا باز عرض می‌کنم به شماها حسابتان را جدا کنید. به مجرد اینکه کمونیستها هم به ضد اسلام است، آقایان از کمونیستها هم دعوت کردند که بیایید، بیایید با هم باشیم! خوب، «جبهه ملی» تکلیفش معلوم است؛ آن‌