که یک همچو مملکت خرابی که برای ما گذاشتند، و شما هم هر روز خرابترش کردید و دارید می‌کنید، هر روز دعوت به خلاف دارید می‌کنید، آرامش را از این مملکت بردید، مگر امکان دارد که دیگر آقای رجایی بتواند اقتصاد این مملکت را بزودی درستش کند؟ اگر شماها بودید، تا حالا خرابش کرده بودید! این بیچاره‌ها دارند اینجا درستش می‌کنند، اگر شماها بگذارید. اگر شماها بگذارید، اینها کوشش دارند می‌کنند برای این که درست کنند مسئله را. لکن مسئله اقتصاد یک چیزی نیست که بله، خوب است کشاورز - اقتصاد آقایان این است - کشاورزان مشغول کشاورزی بشوند و کارخانه داران مشغول کار بشوند و کارگران مشغول کار بشوند و بیکاران به کار گذاشته بشوند! اینها همه خوب است. شما می‌توانید این کار را بزودی بکنید؟ شما می‌توانید یکدفعه بیایید و همه ایران را کشاورزیش را درست کنید و همه این بیکارها که در انگلستانش بیشتر است و در امریکایش بیشتر است - و آنهایی که قبله گاه شما هستند نتوانسته‌اند حلش بکنند - شما می‌توانید حلش بکنید؟ این گوی و این میدان، بفرمایید! لکن قضیه این نیست؛ مسئله این نیست. مسئله این است که نمی‌خواهند این چیزها باشد.
یک دولتی که اسلامی باشد و در وزارتخانه‌اش وقتی می‌خواهند بنشینند با هم صحبت کنند، اول قرآن می‌خوانند. آخر این هم رسم شد، که یک مملکتی قرآن بخواند! این «مرتجعین»، «این مرتجعین» در وزارتخانه قرآن می‌خوانند! شما با این چیزها بَدید.
نمی‌گویم این دسته متدینش را. من آن دسته متدین را حالا هم عقیده بهشان دارم. در عین حالی که آنها هم ضربه دارند می‌زنند، لکن من آن‌ها را علی‌ حدّه می‌کنم. و از خدا می‌خواهم که اینها جدا بشوند از آن جمعیتها؛ جدا بشوند و وارد بشوند با سایر مردم.
شنا نکنند در مقابل سیل برخلاف سیل، سیل خروشان، شنا نکنند. شما یک اشتباه بزرگی دارید و آن این است که خیال می‌کنید که حالا در زمان محمدرضا اگر یک دو تا اعلامیه بر ضدش دادید، مردم به شما علاقه پیدا کردند، حالا هم اگر چنانچه یک اعلامیه به ضد مثلاً دولت بدهید، مردم علاقه پیدا می‌کنند! شما مقایسه این دوتاتان غلط بوده است. من که می‌گویم دید سیاسی ندارید، برای این است که شماحالا برای اینکه خودتان را روی کار بیاورید - من می‌دانم که قضیه‌