امروز هم علاقه به این دارم که این گروه‌هایی که مسلمان هستند، این جمعیتی که نمازخوان هستند، این جمعیتی که با خدا باز قطع مراوده نکرده‌اند، (1) این آقایانی که باز رابطه‌شان را با اسلام قطع نکرده‌اند، اینها به هوش بیایند و حساب خودشان را از آنهایی که قیام به ضد اسلام کردند جدا کنند، در ملأ عام و در رادیو و تلویزیون بروند و این گروه‌هایی که چند روز پیش آن قدر جنایت کردند محکوم کنند. [از] آن اشخاصی که با پشتیبانی این گروهها و با اساسی که می‌خواست درست کند و می‌خواستند درست کنند که ملت ایران را تکه تکه کنند، و شهرهای ایران را یکی بعد از دیگری به تباهی بکشند، اینها بروند و از آنها تبّری کنند و حساب خودشان را از توطئه گران فاسد و از کسانی که به اسلام هیچ عقیده ندارند، و آن غائله پریروز را ایجاد کردند، بروند اینها از آنها تبری کنند؛ از آنهایی که اسلام را برای امروز صحیح نمی‌دانند و احکام اسلام را مال هزار و چهار صدسال پیش می‌دانند! اینها از آنها تبری کنند. من صلاح شما را می‌دانم. نگذارید خدای نخواسته آن چیزی که به سر دیگران آمد به سر شما بیاید. من علاقه دارم به اینکه همه شما دور پرچم اسلام باهم بایستید، در مقابل امریکا، در مقابل شوروی؛ نه در مقابل خودتان. جبهه گیری نکنید در مقابل هم. باهم دست به هم بدهید تا این کشور را نجات بدهید. این اختلافاتی که شما می‌خواهید درست کنید، و در سخنرانیهایتان درست می‌شود و در نوشته‌هایتان ایجاد می‌شود. اینها به صلاح اسلام، به صلاح کشور، به صلاح ملت، نیست. شما می‌خواهید به کجا بکشانید این کشور را؟
کوشش شما متدینین این است که این کشور کجا برود؟ در آغوش امریکا برود؟ در آغوش شوروی برود؟ شما نمی‌دانید که اگر به فرض محال، ایجاد اختلاف بتوانید بین گروه‌های اسلامی بکنید، این به جز اینکه امریکا بیاید و این کشور را به دست بگیرد یا شوروی این کار را بکند نتیجه دیگری دارد؟ شما غفلت از این دارید؟ شما دانشمندان هستیدو از این معنا غافلید؟! شما همه این ملت را به امریکا می‌خواهید بفروشید؟