بهتر از حالا بود! بعض اشخاص متدین، لکن غافل از وقایع. [از] بی توجّهی به وقایعی که واقع شده است و چیزهایی که در رژیم سابق رایج بوده، همین که چند نفر فاسد رفته شکایت کرده پیش مثلاً فلان آقا که به من ظلم شده است، به من چه شده است، آن آقا فرموده است که رژیم سابق بهتر از حالا بود! البته بی‌توجه به مسائل، نه با غرض.
ما چنانچه دیر بِجُنبیم، در همین داخل کشور [از] همانهایی که قلمها را به دست گرفتند تا اینکه این انقلاب را، دانسته یا ندانسته مشوَّه کنند، خواهیم به یک امر بزرگی مواجه شد. و اینکه در بین ملت ما هم که شاهد مسائل بودند باز شایع کنند که زمان رژیم سابق بهتر از حالا بود. این برای ضعف تبلیغات ما و قوّه تبلیغات آنهاست. آنها در تبلیغاتشان اتکا دارند به قدرتهای بزرگ و بودجه‌هایی که از آنجا برایشان می‌آید، و ما حق خودمان را بررسی کردیم و تبلیغ نکردیم. آنها مشغول تبلیغ به ضد ما هستند؛ به ضد جمهوری اسلامی هستند. گاهی با اسم اسلام به ضد جمهوری قلمفرسایی می‌کنند یا صحبت می‌کنند. گاهی هم مستقیماً بدون اسم اسلام از این جمهوری انتقاد می‌کنند؛ و هر روز در کوچه و بازار بین مردم شایع می‌کنند. ما نتوانستیم - و باید بگویم ما عرضه این معنا را نداشتیم - که تبلیغاتمان حتی در داخل کشور یک تبلیغات دامنه داری باشد. فضلاً که در خارج کشور باید بگوییم که انقلاب خودش پیش رفته؛ نه ما پیش بردیم. آن طوری که ملتهای اسلامیِ خارج اطلاع پیدا کردند بر وقایع اینجا نه این بوده است که ما یک تبلیغاتی داشتیم و آنها را با تبلیغات خودمان آن‌طور عاشق این انقلاب کردیم؛ این انقلاب خودش کأنَّه منعکس شده در آنجا؛ و آنها که بی‌غرض بودند، بی مرض بودند، فهمیده‌اند تا حدودی که شماها چه می‌خواهید، ملت ما چه می‌خواهد. و دیدند خواست ملت ما همان خواستی است که همه ملت‌ها دارند؛ هم ملتهای مستضعف جهان و هم ملتهای مُسْلِم جهان. نه این است که ما توانستیم تبلیغ بکنیم. ما نشستیم که حق، خودش پیش برود! تکلیف خودمان را نتوانستیم ادا بکنیم. چنانچه این گروه‌هایی که حالا به فکر افتادیم، آقایان به فکر افتادند که به خارج بفرستند همان دنبال انقلاب، اول انقلاب، این گروهها را فرستاده بودند، ما وضعمان در خارج این‌طور نبود. حتی پیش دولتهای‌