کرده‌اش از بین برود، یک وقتی به هم بخورد اوضاع. آن مال آنهایی است که - رژیمهایی است که - ملت با آنها نیست. اگر یک وقتی در زمان سابق یک شاهی می‌مرد، یک مملکت به هم می‌خورد که شاه مرده است و شلوغ می‌شد و چه؛ برای اینکه مردم با شاه و شاهبازی موافق نبودند. از این جهت، وقتی که شاه از بین می‌رفت، شلوغی زیاد می‌شد. اما یک ملتی که خودشان اساس سلطنت و شاهنشاهی را از بین برده‌اند، این ملت این‌طور نیست که حالا اگر یک کسی از بین برود و رئیس جمهور مثلاً - خدای نخواسته - از بین برود یا کسان دیگری از بین بروند، این اسباب این بشود که خیر، کشور ما دیگر شکست خورد. رئیس جمهور هم مثل یکی از شماهاست. شماها او را قرار دادید رئیس جمهور. وقتی که - خدای نخواسته - او از بین برود، شما یکی دیگر را قرار می‌دهید. بحمد الله، افراد هستند. نباید ما و ملت ما خیال کنند که اگر توطئه‌ها منتهی به این شد که فلان روحانی را بکشند، فلان امام جمعه را بکشند، فلان رئیس را بکشند، یک خبری می‌شود. این در جاهایی خبر می‌شود که بستگی دارد اساس ملتشان و ملیّتشان بر آنها. جاهایی که این‌طور نیست و هر یک از افراد خودشان امام‌اند، خودشان رئیسند، خودشان همه کاره هستند، یک همچو ملتی دیگر دنبال این نیست که اگر فلان را بکشند، اگر خمینی را بکشند، چه خواهد شد. نه، این حرفها نیست در کار.
همه شما بحمدالله، هستید و کشور خودتان را حفظ می‌کنید و مسئله، مسئله اسلام است.
در صدر اسلام، یک وقت در یک جنگی فریاد زدند منافقین به اینکه پیغمبر شهید شد.
در قرآن آمده است که خوب، پیغمبر شهید بشود، ولی اسلام که هست؛ پیغمبر شهید شد، پیغمبر رحلت فرمود، علی بن ابی طالب شهید شد، اسلام هست. اسلام یک مرتبه‌ای است؛ یک اساسی است که شالوده او را خدا ریخته است و خدا همیشه هست و اسلام همیشه. خداوند حفظ می‌کند این اسلام را، ولو من نباشم، تو نباشی، فلان رئیس نباشد.
قویدل باشید، دلتان را به قرآن کریم و اسلام محکم کنید. رشته خودتان را با خدای تبارک و تعالی محکم کنید و خوف این را نداشته باشید که یک وقت بیایند اینجا را بمباران کنند و یک دویست نفر [را] هم بکشند. این چیز مهمی نیست، یک مملکت است، این امور درش واقع می‌شود.