این واجب عمل می‌کنند. آن که می‌آید و فرض کنید که یک ماده منفجره‌ای را می‌خواهد پرت کند یک جایی، اگر او را گرفتند و حبسش کردند و اگر هم کار را کرده است یک وقت کشتندش، این دفاع است؛ این فساد را از بین بردن است؛ این دفع فساد است. آن که این کار را دارد می‌کند مفسد است، نه شمایی که دارید دفع می‌کنید او را.
شما که نمی‌خواهید که در یک خانه‌ای ماده منفجره بریزید؛ شما می‌خواهید که در منزلتان آن ریخته نشود. این به این است که این اشخاصی [را] که گول خوردند، موعظه کنیم.
ما دائماً هم موعظه می‌کنیم که این جوانها را گول زدند، خودشان رفتند، دارند آب سرد می‌خورند و این جوانها و بچه‌ها را گول زدند، تا اینها آمدند دارند خرابکاری می‌کنند و خودشان را گاهی به کشتن می‌دهند و خودشان را به زحمت وا می‌دارند. ما اگر هرکس بیاید و توبه کند، توبه‌اش را، خدا توبه‌اش را قبول می‌کند. ما فرض بکنیم که یک کسی هم چون آدمی را کشته، ولیّ دمش باید او را بکشد، باز میل داریم که توبه کند و لااقل، آن دنیایش صحیح باشد. ما میل داریم همه صلح و صفا باشد؛ همه عالم در صلح و صفا باشند. ما اگر قدرت داشتیم، اصلاً باروت را از بین می‌بردیم و قوای منفجره را از بین می‌بردیم که عالم خالی بشود از این جنایتها. ما نمی‌خواهیم با کسی دعوا بکنیم؛ نه با عراق دعوا داریم و نه با - فرض کنید - جاهای دیگر دعوایی ما نداریم، آنها دعوا دارند.
وقتی دعوا دارند تو دهنی می‌خورند و خوردند. حالا هم از هر جایی هم، همچو چیزی پیدا بشود، همین مردم‌اند و همین پاسداران هستند و همین ارتش است و همین جوانهای زن و مرد ما، از هر جا تعدی بشود تو دهنی می‌خورند.
ما که اسلام را خواستیم و می‌خواهیم، اسلام اجازه نمی‌دهد که ما تعدی کنیم به یک کشوری، لکن فرموده است که اگر به شما تعدی کردند، بزنید تو دهنشان! اگر یک دسته‌ای از مسلمین را - در جنگهای سابق این هست - اگر یک دسته‌ای از مسلمین را کفار سپر قرار دادند؛ فرض کنید که عراق فاسد، یک دسته‌ای از مسلمین بی‌گناه را سپر قرار داد و پشت آنها ایستاده که بریزد ایران را بگیرد، بر ما واجب است که مسلمان و غیر