تحصیل خودشان را تمام کردند لکن در حوزه‌ها فعالیت تدریسی و فعالیتهای تبلیغی و اینها ندارند، اینها باید بروند در بلاد دیگر که محتاج هستند و در آنجا ادای وظیفه کنند.
باید اشخاص، همان طلاب جوان که مشغول به تحصیل هم هستند علاوه بر اینکه ایام تعطیل را باید بروند و تبلیغ کنند سرتاسر کشور - و آن وقتها هم، تا اندازه‌ای می‌روند - در غیر ایام تعطیل هم به حسب نوبت، قرارداد؛ نگذارند همه جای ایران، یعنی بسیاری از جاهای ایران بی‌روحانی بماند، بسیاری از جاهای ایران بی‌مبلغ بماند. اینها تکلیف دارند، تکلیف شرعی - الهی دارند که تبلیغ کنند و احکام اسلام را به مردم بفهمانند.
تحصیل وسیله است از برای تربیت. آیه نَفْرْ می‌فرماید که: «چرا نمی‌روید تحصیل کنید تا برگردید مردم را انذار کنید» (1). تحصیل برای این است که مردم انذار بشوند، به مردم مسائل گفته بشود. البته حوزه‌ها باید باشد، حوزه‌های فقه باید باشد لکن این مسئله را هم باید منسی نشود. ممکن است که در سال یک عده قابل، اینکه هم درس بخوانند و هم تبلیغ بکنند و هم مردم را آگاه کنند؛ در غیر ایام تعطیل هم به حسب نوبت قرار بدهند که - یعنی، مدرسین آنجا، مراجع قرار بدهند - به حسب نوبت، یک عده‌ای چند ماه آنجا، دو سه ماه اینجا، دو سه ماه هم جای دیگر. ما می‌خواهیم تکلیف الهی را ادا کنیم.
همانطور که تحصیل یک تکلیفی است، تبلیغ بالاتر است از او، تحصیل مقدمه تبلیغ است، مقدمه انذار مردم است.
قرآن غنی ترین کتاب عالم، در باب تعلیم و تربیت
دانشگاهها هم همین‌طور است. ما یک وقت چشم باز کردیم، ایران چشم باز کرد، دانشگاه چشم باز کرد دید از آن اختناق بیرون آمده است. آن وقت یک دسته‌ای بودند که هر مطلب فاسدی را داشتند در دانشگاه به مغز جوانهای پاک ما وارد می‌کردند و کسی هم حق نداشت یک کلمه بگوید، لکن حالایی که این اختناق فکری و اختناق عملی از بین رفته است عذری از برای دانشگاهیها، روشنفکرها و اشخاصی که می‌توانند این‌