و بفهمیم که آنچه که آنها بر آن اصرار دارند همانی است که برای مسلمین و برای بشر بد است. ما از گفتار و کردار آنها باید کشف کنیم که آنها چه می‌خواهند و ما باید چه بکنیم. شما اگر ملاحظه بفرمایید در این قرون آخر که تمام بشر مثل یک عائله شده‌اند و به واسطه ارتباطات زیادی که بین همه بشر حاصل شده است در این قرنهای آخر، آنهایی که می‌خواهند ممالک دنیا را قبضه کنند و ذخایر همه را به غارت ببرند با چه اساس به این امری که، نقشه‌ای که کشیده‌اند، موفق می‌شوند و آنها چه راه‌هایی را انتخاب کرده‌اند. هر راهی را که آنها انتخاب کرده‌اند، ما باید راه مقابلش را انتخاب کنیم.
تلاش دشمن برای جدایی حوزه و دانشگاه
ما می‌بینیم، در وقتی که در ایران خودمان نظر می‌کنیم می‌بینیم که کوششهای زیاد شده است برای تفرقه انداختن بین دو جناحی که اگر آن دو جناح متحد بشوند کارهای کشور اصلاح می‌شود و آن جناح روحانی و جناح دانشگاهی است. چقدر کوشش کرده‌اند برای تفرقه بین این دو جناح، بطوری که در دانشگاه اسم روحانی را نمی‌شد بیاوری و در فیضیه اسم دانشگاهی. این در اثر تبلیغات دامنه داری بود که کرده بودند و با آن تبلیغات و بی‌توجهی ما، اینطور مسائل واقع شد و آن ضربه‌ای که ما از این افتراق خوردیم از هیچ چیز نخوردیم؛ یعنی، اساس تمام ضربه‌ها این ضربه بود. دانشگاه اداره کشور را می‌کرد، وقتی دانشگاه به تباهی کشیده شد، اداره کشور به تباهی کشیده شد. و ما دیدیم آنچه که در این قرنهای آخر واقع شد خصوصاً در این پنجاه سال، از آن طرف با تبلیغات وسیع بین برادرهای اهل سنت و برادرهای اهل تشیع کوشش کردند که تفرقه ایجاد کنند. با همه وسایل کوشش کردند و این دو جناح بزرگ را از هم جدا کردند، بطوری که آن طایفه این طایفه را حتی تکفیر می‌کردند و این طایفه آن طایفه را، احزاب درست می‌کردند در کشور. این اختصاص به کشور ما ندارد، همه کشورها احزابی که درست می‌کردند دو طایفه را به جان هم می‌انداختند. حزبها غافل بودند، رؤسای احزاب غافل بودند که اینها دارند چه می‌کنند. هر حزبی دشمن حزب دیگری بود و هر قشری‌